{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بابا داشت روزنامه میخوند بچه گفت: بابا بیا بازی! باباحوصل

بابا داشت روزنامه میخوند بچه گفت: بابا بیا بازی! باباحوصله بازی نداشت تیکه از روزنامه که نقشه دنیابود رو تیکه تیکه کرد وگفت فرض کن پازله درستش کن! چند دقیقه بعد بچه درستش کرد بابا، باتعجب پرسید: توکه نقشه دنیارو بلدنیستی چطور درستش کردی؟ بچه گفت: ادمای پشت روزنامه رو درست کردم دنیا خودش درست شد...!!
******************
آدمای دنیا درست بشن دنیا درست میشه ..
دیدگاه ها (۸)

part: 3از زبان دازایرسیدیم به اتاق یوسانو یوسانو : همون دختر...

پارت 38رمان عشق مدرسه ای ویو صبح اردو: لیسا: ( خمیازه) صبح ب...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۸ | «نقشه‌ی کوچی...

🖤 قفس سیاهپارت سی‌ام | انتخابدنیل از پشت ساختمان بیرون آمد.—...

تکپارتی وقتی حامله ای

ا.ت هاروچیو رو دید و متوجه شد که اون قفل ها رو شکوندهاز ترس ...

جادویی به نام عشق

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت9ویو کوکبعد از ...

چند پارتی

The Rival’s Embrace🍂✨️Part⁹صبحِ روز بعد، آفتاب حضورش رو با ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط