part4

که دیدم خوابیده

یکم پیشش نشستم بعد سرش رو گذاشتم روی بالشت تا بیدار نشه

رفتم لباسمو عوض کنم و داشتم به حرفایی که زد فکر میکردم


یاد این افتادم که گفت


ا*ت: شاید فردا باید از اینجا برم


نگران بودم نکنه از اینجا بره بعد از اینکه لباسمو عوض کردم رفتم کنار تخت نشستم دست پرنسسم رو بوسیدم موهاش رو نوازش کردن نزدیک بود بیدار بشه قلبم به تپش افتاد

رفتم یه لیوان اب خوردم و انقدر نگران بودم که نره رفتم کنارش خوابیدم دستمو دور کمرش حلقه کردم و بعد سیاهی

روز بعد

ویو ا*ت. از خواب بیدار شدم که برم دیدم که جیمین منو محکم بغل کرده خواستم خودمو از بقلش بیرون بیارم که بیدار شد و مچ دستمو گرفت


جیمین: کجا پرنسس؟

وقتی از زیر بتو اومد بیروت لخت بود یعنی.... نه نه نه نه

ا*ت: عامـ.... چیزه...


جیمین: میخواستی از دست من فرار کنی

سرخ شدم

جیمین بهم خندید

ا*ت: نخند

جیمین: وقتی سرخ میشی جذاب میشی امروز باید برم شرکت بزار قب از اینکه برم لذت ببرم


یهو جیمین منو خوابوند روی تخت و رو خیمه زد قلبم به تپش افتاده بود


جیمین: قلبت برای من میتپه؟


ا*ت: چی؟ نه نه همچین چیزی نیست

جیمین: اعتراف کن پرنسس نترس


جیمین: میخوای اول من اعتراف کنم؟

خب پرنسسم

ا*ت: پرنسسم؟


جیمین: اره پرنسسمی دیگه
دیدگاه ها (۳)

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

پارت ۴ (سرنوشت)

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

همسر غیره منتظره

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

وقتی درسش بد بود و..

Forbidden love⑧شب بود کرم‌ درونم فعال شده بود و دوباره زنگ ز...

P21۲روز از روزی که آچا و سوسی باهم دیدار کرده بودن می‌گذشت،د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط