دست هایم به چه کار می‌آیند

دست هایم به چه کار می‌آیند
جز اینکه بگذارمشان زیر چانه ام
و ساعت ها غرق شوم
میانِ سیاه چالِ دامن گیرِ چشمانت
و یا انحنای لب هایت که لنگرگاهِ امنیست
برای به ساحل رساندن لبخند...
دست هایت به چه کار می آیند
مگر برای آنکه صورتم را قاب بگیری؛
پیشانی ات را بچسبانی به پیشانی‌ام
و آرام کنار گوشم زمزمه کنی:
"دست برنخواهم داشت از دوست داشتن تو"
دیدگاه ها (۱)

### **پارت چهارم: اعتراف زیر باران**نگاهت میان چشم‌های خیره ...

$-The Fairy's - Monster's wrong love-$👒Part 3 👒آن روز فرا رس...

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

-روز خونینسرما تا مغز استخوانم نفوذ کرده بود، اما تنم از حرا...

صدای شلیک

سناریو بی تی اس:وقتی بهشون بی محلی می‌کنی:چند ساعتی است که س...

پارت ۵۴

سناریو: ماه سرخ

### پارت اول: عطر قهوه و آرامشِ صبحگاهی نورِ کمرنگِ خورشید ا...

زیبای کوچک فریبکار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط