{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

سناریو
وقتی باهاشون میری خرید
#درخواستی

نامجون:هرچی که دوس داریو واست میخره

جین:ا.ت خانم زیاد ولخرجی نکن پول هندسام تموم بشه دیگه هیچی واس خوردن نداریمااا
ا.ت:بزار یچی بردارم بعد غر بزن
جین:چی من غر میزنم خودت غر میزنی چجوری جرئت کردی با من اینجوری حرف بزنی......
دو سال بعد
ا.ت:🥴

شوگا:من خوابم میاد میرم تو ماشین زود خریداتو بکن بیا
ا.ت:🗿

جیهوپ:سانشاینم چی میخواد واسش بخرم؟
ا.ت:بیا بریم خوراکی بخریم
جیهوپ:باش عشقم

جیمین:بریم لباس بخریم؟
ا.ت:من که تازه خریدم
جیمین:مهم نی هرچقدر دلت میخواد بخر
ا.ت:🥺❤️

تهیونگ:خوب خوب بیبی گرلم چی میخواد
ا.ت:بریم واس یونتان لباس بخریم
تهیونگ:چی؟واقعا؟
ا.ت:اوهوم
تهیونگ:*بوس کردن گونه هات*ووییی مرسی
*با ذوق*

جونگ کوک:تو برو هر چی میخوای بخر من برم شیرموز بگیرم بیام
ا.ت:یه وقت شیرموز نباشع تو چیکارمیکنی؟
جونگ کوک:چی؟؟؟زبونتو گاز بگیر
ا.ت:😑😑

درخواستی داشتین :دایرکت
دیدگاه ها (۱)

روز بعد ا/ت کج راه میرفت و نمیتونست راه برهجونگ کوک هم یه جا...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

این عشق فیک نیستپارت 4//ویوی شب // //ویوی کوک// ...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

پارت. 33

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط