{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#خواننده_شیطون #پارت68

#خواننده_شیطون #پارت68
چان
مجری:خوب حالا میرسیم به این موضوع که آیاواقعاجناب پارک چانیول ویو آنیسا باهم قرار میزارن یانه اینا شایعه است
من:خوب راستیتش میخواستیم خودمون اعلام کنیم..
آنیسا:که ما باهم دوست بودیم اما اینقدر نبود که قرار بزاریم اما حالا میفهمیم به هم علاقه داریم و بله تایید میکنیم
همه اعضا جزء اعضایی ما که میدونستن شوکه بودن
من:بله وهمین جا میخواستیم اعلام کنیم که انگار شایعه ها سرعتش بیشتر بود
مجری:واو پس شما زوج ایده آلی هستید برای هم و همینطور بقیه اعضا درسته
ما:بله
مجری:خوب این موضوع هم حل شد خوشحال شدیم این برنامه تویی شبکه ما واسه اولین کنفرانس جی تی اس بود امیدوارم لذت برده باشید امید دیدار
تموم شد نفسمو صدا دار بیرون دادم
یونگی:من از اولم بهت شک داشتم کافیه ازت شکایت کنه میزنم لهت میکنم
من:😐 😶
آنیسا:هوف حل شدش مرسی بابت کمکت مام دیگه برمیگردیم خدافظ
من:مواظب خودت باش
آنیسا:باشه راستی چانی فردا شما و اعضاتون بیاین خونه ما
من:چرا
آنیسا:میخوام ازت بیگاری بکشم تو بیا فضولی نکن نمیشه؟
من:نه نمیشه
آنیسا:از بس فضولی فضول خان
هردو زدیم زیر خنده
آنیسا:مواظب خودت باش بای
توراه خیلی خوشحال بودم
دی.او:حسابی شنگول میزنی چیزی شده؟
من:فک کنم حرفت درست بود دی او من آنیسا رو دوس دارم
دی او:گفتی آنیسا بزار به ایسو زنگ بزنم ببینم رسیدن
من:فک نمیکنی همش داری چکش میکنی بهتر بگم خیلی بهش گیر میدی
دی.او: نه اصلا بهش گفتم اینطوریم اونم منو همینطوری قبولم کردش
دی.او:الو ایسو رسیدین باشه مواظب خودت باش بای
من:چشیدش
دی.او:رسیدن میخوان استراحت کنن راستی واسه تولدش چیکار میکنی
من:نمیدونم شاید تولدشو ببریم شهربازی
دی.او:خل نشوجیمین ومدیرشون یع پارتی جورکردن
من:که اینطور باشع واسه کریسمس پس
دی.او:اوهوم
بیکهیون: ولی واقعا آنی حیف شدباتو بمونه حیف میشه دختره بیچاره
من:چی گفتی؟؟؟؟بزنمت
بیکهیون:کی من نه دی او من چیزی گفتم
دی.او:نه منکه نشنیدم
من:باشه حالا برسیم حساب همتونو میرسم
دی.او:حالاکه فکرشو میکنم شنیدم
بیکیون:غلط کردی پشتموخالی کنی
رسیدیم خابگاه هرکی رفت اتاق خودش روی تختم دراز کشیدم به صحفه گوشیم خیرع بودم یعنی الان بهش مسیج بدم جوابمومیده نمیگه چه پرویه
نوشتم:بهتری؟
نمیخواستم سندش کنم اما دستم خورد وسند شدش با تعجب به گوشی خیره بودم
آنی:آره آروم ترم تو چی البته توفک.کنم استرس نداشتی؟
من:من نه بابا داشتم از جوابت میمردم
آنیسا:دیونه بگیربخواب توفرداکمپانی نمیری من کاوردنس وموزیک ویدیو بایدضبط کنم شبت بخیر
من:شبت بخیر
آنیسا:چان بخوابی هاا نبینم بیداری ها میام اونجا گوشاتو میکشم
من:باشه بای
آنیسا:بای گوش قشنگم
من:هن بای
دیدگاه ها (۷)

part 2_امشب بزرگترین تاجر های دنیا قراره اینجا دعوت بشن.. می...

پارت ۲آلیا: لیا دیگه زود باش دختر، به قطار نمی‌رسیم‌ها؟لیا: ...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟓روز بعد، جیمین زودتر از همیشه آماده شد....

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 183♡⁠。⁠)⁩اخم کر...

You are paying back karma پارت²¹بعد از کلی استرس و پنهان کار...

پارت ۴= اووووووووومممم صد درصد + خب الهی شکر + راستی لیا تو ...

Otagh baghli Part 53 میخواستم تلافی کنم ولی خب حوصلش رو نداش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط