{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم فرشته کوچولو من

اسم فرشته کوچولو من
پارت ۳۳
[ویو هارین]
جونگ کوک: اینم یادت نره که تو فقط یکی از دخترایی که برای خوشگذرونی منی
این با جدیت کامل گفت
هارین: اینم یادت باشه اگه من هارین هستم تقاص کاری که باهام کردی ازت پس می گیرم
جونگ کوک: هه می خوای چه غلطی کنی ( سرد جدی )
یونا: داداش من می رم
جونگ کوک: گمشو خونه و منتظرم باش ( داد و جدی )
یونا سریع رفت
دو قدم رفتم جلوش و با جدیت گفتم
هارین: حتی فکرشم نمی کنی اگه واقعا خودم بشم ازم چه کارایی بر می یاد
هارین: گفتی من برای خوشگذرونی تو هستم... اشتباه می کنی آخه قبلیا همین فکر کردن... ولی چی شد الان دارن تاوان کارشون پس می دن ( پوزخند )

جونگ کوک: هر غلطی می تونی کن ( جدی و سرد)
بدون توجه به حرفاش رفتم سمت اتاق و در قفل کردم
سریع گوشی از جایی که مخفی کردم در آوردم
و شماره کسی که اصلأ نمی خواستم ریختش ببینم گرفتم
بعد یک بوق جواب داد
[مکالمه تماس]
ته: خواهری کوچولو چی شد به ما زنگ زدی ( کنایه و خنده)
هارین: دهنت ببند من خواهرت نیستم... ولی الان به کمکت لازم دارم ( جدی )
ته: چی می خوای ؟
هارین: ببین برو پیش پدر بزرگ تمام ماجرا برات تعریف می کنه ببین لطفاً کمکم کن
ته: درسته خواهر و برادر واقعی نیستیم.... ولی همیشه کمکت می کنم
هارین: ممنون... فقط مراقب باش چیزیت نشه... عاجز مامان سلیطه ات هستم
ته: باشه بابا...می دونم مامانم زن خوبی نیست اینقدر نکوب تو سرم
هارین: باشه.......
یهو گوشی ازم گرفته شد نگاهی به پشت سرم کردم که جونگ کوک روبه رو شدم
که داشت با عصبانیت نگام می کرد
صدای ته از پشت گوشی شنیده می شد و جونگ کوک که با عصبانیت نگام می کرد
ته: هارین...خوبی..چی شد...هارین
ته: قهر کردی که جواب نمی دی....هارین
جونگ کوک گوشی قطع کرد و
و با دادی که بدن آدم به لرزه می اندازه گفت
جونگ کوک: داشتی چه غلطی می کردی ( عربده)
خیلی ترسیدم
وای چم شده چطور ممکنه از این بترسم...من با آدمای زیادی سر کار داشتم
ولی این خیلی ترسناک
هارین: گوشیم پس بده
دیدگاه ها (۲)

Iove and the moonPart26کوک: خب خانم یونا خب ول خرجی کردی یون...

Iove and the moonPart 42ماشین در سکوت حرکت می‌کرد. صدای آرام...

RESPECT OR DIE : پارت پانزدهممرد چند لحظه به جونگ‌کوک خیره م...

LESSON

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.43(روایت از زبان ا.ت)بع...

شاگرد لوس من

پارت ۶ 🖤با شنیدن حرف جونگ‌کوک، قلبم ریخت.— «چی گفتی؟ جیمین د...

وقتی جونگ کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

چند پارتی جونگ کوک (درخواستی)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط