نگاهم میکنی p10

ا.ت دروغ هم نمیگفت تهیونگ خیلی مهربون بود و عاشق بچه ها اون مثل همیشه تو جیبش آب‌نبات داشت
یکی دیگه ام در آورد و به آنا داد
-عزیزم میخوری؟
#نه
آب‌نبات گذاشت دهنش و با نام را حرف زد
-خب کوچولو یکم از خودت بگو ببینم
*اولندش که من کوچولو نیستم دومندش که من خیلی کیوت و قوی ام
خیلیم خوشگلم عاشق رنگ بنفش بعدشم خیلیم اوما و اپا رو دوست دا‌رم
#تو حیاط تاب و سرسره هست اگه اجازه بدین با تهیونگ بازی کنه
+راستش نام را عمشو خیلی دوست داره سولی میشه باهاش بری
^حتما اونی نام را بریم
+خب دوستان از فردا کار شروع میشه و انا لطفا بریم برای تصویب طرح لباس
#خب من میگم یه استراحت بکنیم ما کارمون رو انجام بدیم بعد بریم ساحل قدم بزنیم
*پرش زمانی به ساحل*
(ا.ت ویو)
همه کنار هم داشتن قدم میزدم و من نشسته بودم بازی کردن نام را رو نگاه میکردم که دیدم آنا قدم زنان اومد نشست کنارم
+خوبی
#اوهوم
+مطمئنی
#آره چرا بد باشم دارم با عشق زندگیم ازدواج میکنم
+چقدر دوسش داری
#خیلی زیاد
+اونم دوست داره
#چرا نداشته باشه
+آنا از هرکس هرچیزی بر میاد
خندید
#انگار دلشکسته ای
+اوهوم دلم شکست مال خیلی وقت پیشه ولی انقدری عجیب و ناباورانه بود که هیچ وقت یادم نمیره ما کلی خاطره داشتیم.... شما چی
#خاطره؟ آها آره داریم
+خوبه امیدوارم خوشبخت شیم
پاشدم رفتم سمت ویلا و رفتم خوابیدم اصلا حوصله نداشتم بقیه رو تحمل کنم

اینم برای توت فرنگی های جدیدم
حمایت فراموش نشه 🖤🍥
دیدگاه ها (۹)

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

سناریو کازتورا پارت اخر

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

سناریو میتسویا پارت ۲

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

سناریو چیفویو پارت ۱

سناریو خط قرمز پارت ۳

تکپارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط