{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

『 #Dark Fantasy Romance 』

『 #Dark Fantasy Romance 』
The Scarlet Cure
━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━
پارتـ.ـ²²

تالار اصلی شورا غرق در پچ‌پچ‌های مضطربانه و هیجان‌زده بود.
وزرا و بزرگان دربار دو به دو سر به گوش هم گذاشته بودند و با چهره‌هایی نگران و نيمه‌ترسان پچ‌پچ می‌کردند. یکی از وزرای سالخورده با دست‌های لرزان زمزمه کرد:
— دیدید چطور مثل یه گرگِ زخمی روی اسیرش خیمه زده بود؟ عالیجناب هیچ‌ وقت برای یک زن این‌طور کنترلی از دست نداده بود...
یکی دیگر از اعضای شورا با تحقیر پاسخ داد:
— اون فقط داره تلافی جنگ رو سر پرنسس آروندیل درمیاره! ولی کالیکس ما رو کشوند اونجا که بگه‌ پادشاه چیزی رو قایم کرده... این رسوایی بود!
سلین از خشم دندان‌هایش را روی هم می‌فشرد و به سنگ‌فرش‌ها زل زده بود، در حالی که ملکه کاترینا با لب‌هایی باریک‌شده، سعی داشت نگاهِ خشمگینش را از تهیونگ و جیمین که جلوی پله‌های تالار ایستاده بودند، بگیرد.
ناگهان صدای سنگین کوبیده شدنِ عصای تشریفاتی روی زمین پیچید و درهای بزرگ تالار باز شدند.
جونگ‌کوک وارد شد. شنل سیاهش روی زمین می‌کشید، چشمانش مثل تاریکی شب تیره و خوفناک بود و هاله‌ای از خشم سرکش دورش موج می‌زد. تمام وزرا و بزرگان شورا بلافاصله پچ‌پچ‌ها را قطع کرده، ردیف شدند و تعظیمی عمیق و ترسان کردند.
جونگ‌کوک با گام‌هایی بلند و مقتدر از میان جمعیت گذشت، از پله‌های مرمر بالا رفت و روی تخت پادشاهی‌اش تکیه زد. نگاهِ کشنده‌اش سکوتی سنگین بر کل تالار حاکم کرد.
جونگ‌کوک جام طلا کوبِ روی میز را بردارد، اما آن را با ضرب روی پایه تخت کوبید. صدای زنگ‌دار و بلند آن، لرزه بر تن حاضرین انداخت.
جونگ‌کوک با صدایی بم، خشن و پرطنین غرید:
— از کی تا حالا شورای بلادمور انقدر بی‌خاصیت و بی‌عرضه شده که به جای رسیدگی به ساماندهی مرزها و اژدهاسواران، راه میفته دنبال شایعاتِ کثیفِ یک مشت خائن و وارد خلوتِ پادشاهش میشه؟!
نگاهِ تیز جونگ‌کوک برای ثانیه‌ای روی کالیکس خشک شد و سپس رو به اعضای شورا ادامه داد:
— شما به حریمِ تاج‌وتخت بی‌احترامی کردید! امشب به من ثابت شد که بعضی از شماها کلاغ‌های پیری هستید که فقط بلدید برای صندلی‌هاتون غارغار کنید. اگه یک‌ بارِ دیگه... فقط یک‌ بار دیگه کسی بدون اجازه پاش رو به شاه‌نشین بذاره، سرش رو بالای دروازه‌های بلادمور آویزون میکنم!
وزرا از ترس سرها را پایین‌تر انداختند و کالیکس دندان‌هایش را کلید کرد. جونگ‌کوک تکیه داد و با لحنی سرد اضافه کرد:
— جلسه‌ی شورا تموم شد. تا قبل از طلوع آفتاب همه‌تون از این تالار گمشید بیرون!
ادامه دارد...

#TheScarletCure #DarkFantasyRomance #JeonJungkook #JungkookFanfiction #EluaVoltaire #JKFF #EnemiesToLovers #DarkRomance
دیدگاه ها (۸)

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط