ردپای تو

𝒫𝒶𝓇𝓉 𝟥



( ویو کوک )
چقدر حس خوبی داره که توی بقلش باشم واقعا خیلی خوشکله من عاشقشم اما اون معلومه هنوز همون پسره( يوجين منظورشه ) رو دوس داره یواشکی لپشو بوس کردم و خوابیدم
(ویو ات)
صب پاشدم دیدم کوک نیس رفتم بیرون از اتاق دیدم صبحونه درست کرده و داره میز رو میچینه
کوک: بالاخره بیدار شدی خوشکله
‌ کوک:حالا بیا صبحونه بخوریم
صبحونه رو خوردیم و امروز من مرخصی گرفتم جونگکوک هم همینطور
بعدشم رفتیم بیرون و کلی خرید کردیم و دوتایی خوشگذروندیم و....
(دو هفته بعد)
(ویو ات)
تو این دو هفته با جونگکوک خیلی صمیمی شده بودم حتی دوستیمون فراتر از یه دوست بود
جونگکوک که با خونوادش زندگی نمیکرد و مث من تنها زندگی میکرد و به گفته خودش خونوادش شهر دیگه هستن و من هم از خونوادم جدا شدم و ارتباطی با هم نداریم
امروزم مثل همیشه شرکت بودم بعد شرکت رفتم خونه دیدم کوک هم اومده بود منو جونگکوک پیش هم بودیم من دوسش دارم اما خب اون فک کنم دوسم نداره و نمیخوامم بهش اعتراف کنم
‌ (علامت ات+ ، علامت کوک-)
- خوش اومدی ، چطوری
+ سلام افتضاحم اه
-برای چی
+امروز کلی کار داشتم و یه جلسه طولانی هم داشتم
-او پس بخاطر همینه اوم
-خب تو برو لباساتو عوض بکن و بعدش بیا شام بخوریم فعلا ب خدمتکار میگم میز رو بچینه
+ باشه
رفتم لباسمو عوض کردم و رفتم پایین با جونگکوک شام رو خوردیم و رفتیم تو سالن
-تو تا حالا از خونوادت بهم نگفتی اصن خونوادت کجا هسن
+خب راستش من با اونا ان ارتباطی ندارم
- برای چی
+من وقتی 12 سالم بود بابام مامانمو همیشه کتک میزد و خیلی زجر بهش میداد و بعد اون مامانم خودکشی کرد و بعد فوت مامانم به
شدت از بابام متنفر شدم و از پیشش رفتم و درس خوندم و به کسی که میخواستم شدم
- اوه پس خیلی سختی کشیدی
+هوم اما دیگه گذشت
-شاید فکر کنی من تو ناز و نعمت بزرگ شدم اما اصلا اینطور نیست منم مشکلات خودمو داشتم
+ مثلا چه مشکلاتی؟
- به موقعش میگم
(ویو ات )
و خلاصه کلی حرف زدیم جوری که متوجه ساعت نشدیم و دیدم ساعت 12 شده و هردومون رفتیم اتاقای خودمون و من که کارای لازم رو انجام دادم و رفتم خوابیدم
(ویو کوک)
من عاشق ات شدم اما نمیتونم بهش بگم اصن نباید بهش بگم اصن کی میخواد با یه مافیا یه عمر زندگی کنه اه لعنتى من نمیتونم تحمل کنم اصن باید یجوری بهش اعتراف کنم اعتراف کردن بهش سخته ، باید هرجور شده یجوری بهش بگم


اینم از پارت سوم
امیدوارم خوشتون اومده باشه و لذت برده باشید❤️
دیدگاه ها (۰)

پنهان عشق

#برادر ناتنی من

عشق خیانت انتقام

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

#عشق_بعد_نفرت پارت 8ویو یونگی پشمام چقد تند میخونه نمیدونستم...

the first lie

رمان آیدل پارت ۲ ویو ات امروز دیگه میخوام از مامان و بابام ا...

پارت ۲۶

فیک تهیونگ

الماس زیبای من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط