میدونی وقتی خدا داشت برای اومدن به دنیا بدرقمون میکرد چی

میدونی وقتی خدا داشت برای اومدن به دنیا بدرقمون میکرد چی گفت؟
گفت:
جایی که داری میری غرورت رو می شکنن...
به احساس پاکت سیلی میزنن...
نکنه ناراحت بشی...
من تو کوله پشتیت...
عشق گذاشتم تا ببخشی...
خنده گذاشتم تا بخندی...
اشک گذاشتم تا گریه کنی...
مرگ گذاشتم تا بدونی دنیا ارزش بدی کردن رو نداره .....
دیدگاه ها (۲)

برده عمارت جئون

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 36 (last part)اون شب شوگا کنار تخت رینا نشسته...

ا.ت هاروچیو رو دید و متوجه شد که اون قفل ها رو شکوندهاز ترس ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘part 2 سایه و وسوسهم.ل : لیویا چند سال ...

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم)

امروز تولد توئه، جنگکوک… 🥹💜۲۹ سال از روزی می‌گذره که تو به ا...

فردا تولد توئه، جنگکوک… 🥹💜۲۹ سال از روزی می‌گذره که تو به ای...

I'm not jealous part 41جیمین رفت و منو با کراش العامین تنها...

🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۹ : «کسی که نباید دوستش می‌داشتم»کلاس کا...

part58. . کنار تخت یونجون نشسته بود و دستاشو گرفته بود و پیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط