لبخندی از سر عشق
پارک جیمین+
جونگ کوک _
تهیونگ $
موارد جزئی.
مردم و دیگران =
پیش داستان(:
این داستان روایت نوع زندگی و خصوصیات یک انسان بالق در برار مشکلات روانی قبل از عاشق شدن است..)
ویو جونگ کوک ..مثل همیشه با صدای پا ی بچه های پرورشگاه از خواب بیدارشدم . نمیدونم چشونه آخه ها؟
همش سرو صدا میکنن ...با خوردن صدای در از جا پریدم و بلند شدم و رفتم در رو باز کردم .قیافم هنوز گرفته بود و حال و هوای روبه رو شدن با آدم ها رو نداشتم .. دیدم مدیر رایانه .
رایان#
#امروز حالت چطوره مرد هنوز خوابی؟؟
نه من خواب نیستم فقط بدنم گرفته تختای این پرورشگاه اصلا خوب نیست . و بچه هام همش سرو صدا میکنن.
تا اومد حرف بزنه یه بچه ی نمیدونم ۱۰ ساله بستنیش رو ریخت رو لباس مدیر رایان ..
ناراحت شدم و با داد گفتم:چه وضیه ها؟داد
بچه هه ترسید رفت پشتش ..
# چرا با بچه اینجوری میکنی بچه س هواسش نیست خب .
بعد با ناز و قربون گفتن بچه رو گفت
# عمو جان هواست باشه تو خب.
راستی تو همون مین یوجی نبودی باید مراقب باشی پات تازه از گچ درومده ها .
_چطوره اسمو اطلاعات همه رو حفظی آخه ها ؟
#من خودم بچه اینجا بودم ولی این بچه ها مثل بچه های خودمن.
_خیلی خب من برم خونه تا مامان بابام گوشیمو به چخ ندادن ..
#باشه خدافظ ..اااآ ووواییسا وایسا ببینم .
_چیه چی شده ؟
#راستی تو هنوز میری بار یا اونم دیگه قده قنه ها؟
_راستش خیلی وقته نرفتم اگه برم بابا .پخ پخ ...
میدونی دیگه . ولی چرا پرسیدی؟
# هیچی من و دوست دخترم گفتیم یه قرار ۴ نفره با تو و ویکتوریا بزاریم ها ؟
_خوبه باشه حالا کی؟
#سه شنبه ..
_حالا مطمئنی فقط قرار ۴ نفر دیگه مثل قبلا نیست که ها ؟
فلش بک ۳ سال پیش . (وقتی میرن به بار جونگ کوک خیلی مست میشه و خونه شب نمیره بخاطر همین پدرش اون رو نصف شب وسط حیاط خونه پهن میبینه که وضعیت بدی داره و مسته و میگه این جور چیزا شخصیت آدمو و فامیلی جئون رو خدشه دار میکنه )پایان
#نهنه این تور نیست .
_؟ تو خودت آدم تحصیل کرده ای هستی بهتره که من رو و خودت رو داخل داستانای کثیف نذاری آقای مددیررر ...با پوز خند
# چشم آقای جئون عزیزز ..با نیشخند
داستان کلی هر فرد این داستانن(:
پارک جیمین :در آینده نزدیک بیبی دو نفر میشه و بین اون دو نفر گیر میکنه .
اون فارغالتحصیل دانشگاه وکالت سئول مرکزی کره اس ولی بخاطر سرطان مادرش مجبور میشه برای هزینه های شیمی درمانی و دانشگاهش بره همزمان درس بخونه و هم کار کنه اولش شغل آزاد داشته ولی الان داخل شرکتی که توی کار فناوری همگانی هستن کار میکنه و قراره منشی رییس شه .
اون موهای طلایی داره (:عکسشو میزارم )
جونگ کوک :یکی از ددی های جیمینی و جانشین پدرش توی شرکت و مدیر عامل قسمت لودینگ وپ ها است و دوستای زیاده نداره و با آدم های دست بالای کشور در رابطه اس و وقت میگذرونه و مادرش هم الان معلوم نیست ولی قسمت های بعد بعد میاد .
در ضمن..جیمین توی همین شرکته هست.
و دلیل شب خوابیدن جونگ کوک داخل پرورشگاه خاطرات بچگیش توی پرورشگاهیه که تو پچگی توش بوده ولی الان تبدیل به قبرستون شده .
تهیونگ. :ددی دوم داستان ما و دوست صمیمی جونگکوک بوده ولی الان رابطه افتضاحی دارند .
تهیونگ هم پسر یکی ازین خفنی های کره اس و خیلی مایه داره ..
عکسای همشونو میزارم .
بچه ها برای روایتش مغزم گوزید ☺☺
و دستمم درد گرفت امید وارم خوشتون بیاد و حمایت کنید تا بقیه یه پارت ها رم بزارم.
بازم میگم من همزمان میتونم چند تا فیک و در خواستی با هر نوعی که بخواید بنویسم...باباباییی
جونگ کوک _
تهیونگ $
موارد جزئی.
مردم و دیگران =
پیش داستان(:
این داستان روایت نوع زندگی و خصوصیات یک انسان بالق در برار مشکلات روانی قبل از عاشق شدن است..)
ویو جونگ کوک ..مثل همیشه با صدای پا ی بچه های پرورشگاه از خواب بیدارشدم . نمیدونم چشونه آخه ها؟
همش سرو صدا میکنن ...با خوردن صدای در از جا پریدم و بلند شدم و رفتم در رو باز کردم .قیافم هنوز گرفته بود و حال و هوای روبه رو شدن با آدم ها رو نداشتم .. دیدم مدیر رایانه .
رایان#
#امروز حالت چطوره مرد هنوز خوابی؟؟
نه من خواب نیستم فقط بدنم گرفته تختای این پرورشگاه اصلا خوب نیست . و بچه هام همش سرو صدا میکنن.
تا اومد حرف بزنه یه بچه ی نمیدونم ۱۰ ساله بستنیش رو ریخت رو لباس مدیر رایان ..
ناراحت شدم و با داد گفتم:چه وضیه ها؟داد
بچه هه ترسید رفت پشتش ..
# چرا با بچه اینجوری میکنی بچه س هواسش نیست خب .
بعد با ناز و قربون گفتن بچه رو گفت
# عمو جان هواست باشه تو خب.
راستی تو همون مین یوجی نبودی باید مراقب باشی پات تازه از گچ درومده ها .
_چطوره اسمو اطلاعات همه رو حفظی آخه ها ؟
#من خودم بچه اینجا بودم ولی این بچه ها مثل بچه های خودمن.
_خیلی خب من برم خونه تا مامان بابام گوشیمو به چخ ندادن ..
#باشه خدافظ ..اااآ ووواییسا وایسا ببینم .
_چیه چی شده ؟
#راستی تو هنوز میری بار یا اونم دیگه قده قنه ها؟
_راستش خیلی وقته نرفتم اگه برم بابا .پخ پخ ...
میدونی دیگه . ولی چرا پرسیدی؟
# هیچی من و دوست دخترم گفتیم یه قرار ۴ نفره با تو و ویکتوریا بزاریم ها ؟
_خوبه باشه حالا کی؟
#سه شنبه ..
_حالا مطمئنی فقط قرار ۴ نفر دیگه مثل قبلا نیست که ها ؟
فلش بک ۳ سال پیش . (وقتی میرن به بار جونگ کوک خیلی مست میشه و خونه شب نمیره بخاطر همین پدرش اون رو نصف شب وسط حیاط خونه پهن میبینه که وضعیت بدی داره و مسته و میگه این جور چیزا شخصیت آدمو و فامیلی جئون رو خدشه دار میکنه )پایان
#نهنه این تور نیست .
_؟ تو خودت آدم تحصیل کرده ای هستی بهتره که من رو و خودت رو داخل داستانای کثیف نذاری آقای مددیررر ...با پوز خند
# چشم آقای جئون عزیزز ..با نیشخند
داستان کلی هر فرد این داستانن(:
پارک جیمین :در آینده نزدیک بیبی دو نفر میشه و بین اون دو نفر گیر میکنه .
اون فارغالتحصیل دانشگاه وکالت سئول مرکزی کره اس ولی بخاطر سرطان مادرش مجبور میشه برای هزینه های شیمی درمانی و دانشگاهش بره همزمان درس بخونه و هم کار کنه اولش شغل آزاد داشته ولی الان داخل شرکتی که توی کار فناوری همگانی هستن کار میکنه و قراره منشی رییس شه .
اون موهای طلایی داره (:عکسشو میزارم )
جونگ کوک :یکی از ددی های جیمینی و جانشین پدرش توی شرکت و مدیر عامل قسمت لودینگ وپ ها است و دوستای زیاده نداره و با آدم های دست بالای کشور در رابطه اس و وقت میگذرونه و مادرش هم الان معلوم نیست ولی قسمت های بعد بعد میاد .
در ضمن..جیمین توی همین شرکته هست.
و دلیل شب خوابیدن جونگ کوک داخل پرورشگاه خاطرات بچگیش توی پرورشگاهیه که تو پچگی توش بوده ولی الان تبدیل به قبرستون شده .
تهیونگ. :ددی دوم داستان ما و دوست صمیمی جونگکوک بوده ولی الان رابطه افتضاحی دارند .
تهیونگ هم پسر یکی ازین خفنی های کره اس و خیلی مایه داره ..
عکسای همشونو میزارم .
بچه ها برای روایتش مغزم گوزید ☺☺
و دستمم درد گرفت امید وارم خوشتون بیاد و حمایت کنید تا بقیه یه پارت ها رم بزارم.
بازم میگم من همزمان میتونم چند تا فیک و در خواستی با هر نوعی که بخواید بنویسم...باباباییی
- ۱۹.۲k
- ۱۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط