cold Mafia (P21)

cold Mafia (P21)


کوک : کمکت کرد؟*پوزخند* اون از رابطه ما خبر داره برا جدا کردنمون اون فلش داد بهت اون وقت میگی کمکت کرد واقعا مسخرست
ذهن ا.ت : پس برا همین بود برا اینکه باهاش جور نشم بهم گفت اون قاتل بابام نیست.
فلش بک روزی همون روز :
ا.ت : اما گفت بزرگترین مافیا کره هست
کانگ : ها ببین دخترم اون مافیا..
ا.ت : یعنی قاتل بابام هست
کانگ : نه دخترم نیست.
پایان فلش بک :


فردا صبح ویو :
از زبان کوک :
امروز قرار بود برم عمارت آقا کانگ ا.ت از هیچی خبر نداره ولی وقتی سر عروسکم کلاه گذاشتن چرا نگران باشه*پوزخند*

یه ساعت بعد عمارت کانگ :
کوک : رسیدیم عمارت وقتی بادیگارد بیرونی ها رو بی هوش کردیم با شوگا وارد عمارت شدیم یه دختر اومد
سوا : ببخشید شما
ذهن سوا : چرا انقدی کراشهههه
کوک : اون عوضی کجاست*جدی،خشن*
سوا : چی میگی کدوم عوضی
کوک : *با سرش تایید می‌کنه بیهوشش کنن*
کوک* رفتم بالا که اتاقی دیدم در تم طلایی داشت اسلحم در اوردم وارد شدم بله قیافش ظاهر شد.
کانگ : تو اینجا چیکار میکنی عوضی سوا کجاست*داد*
کوک : منظورت همون دختر لوسه
کانگ : عوضی اون کجاست*داد*
کوک : جای نگرانی نداره اون بیهوشه حالا تو بهم بگو چرا فلش دادی به ا.ت
کانگ : ببین عوضی ا.ت برمیگردونی*داد*
کوک : اون وقت تو رو سرش کلاه گذاشتی دلیل نمیشه برگرده
کانگ : تو چیکار کردی *داد،میخواست یقه کوک بگیره شوگا اسلحه رو گرفت سمتش*
شوگا : اون از همه چی خبر داره می‌دونه تو و باک هیون برا نابود کردن باند ما قمار کردید پس به درخواست ا.ت داریم اینکارا میکنیم
کانگ : عوضیا*عربده*
کوک : بقیش با شما *میره از اونجا*

از زبان جونکوک :
برگشتم عمارت دیدم ا.ت تو حیاط داشت خاک گل عوض میکرد وایسادم از اونجا بهش زل میزدم اون دختر فقط بلده قلب منو غنج ببره

اههه نزدیکش شدم دستامو دورش حلق کردم چونم گذاشتم رو شونش.
کوک : چیکار میکنی هوم*زل زده به ا.ت لعنتی*
ا.ت : دارم به گل ها رسیدگی میکنم
کوک : تو برای من از همه چی زیبا تری پرنسسم
(ا.ت برمیگرده سمت کوک گردنش میگیره نزدیک خودش می‌کنه و میگه...)
ا.ت : خیلی دوست دارم مرد زندگیم*لب هاشو می‌زاره رو لب جونگکوک*
کوک : *ذوق زده*
ا.ت از کوک جدا میشه، میخنده میگه...
ا.ت : وقتی ذوق می‌کنی شبیه خرگوش کیوت ها میشی.
کوک : *ا.ت رو بیشتر به خودش میچسبونه*اره ولی برای تو خرگوش کیوت میشم
لب هاشو می‌زاره رو لب های ا.ت و....ادامه داره
دیدگاه ها (۴)

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

جونگ‌کوک دوباره سوت زد.جونگ‌کوک: همه سر جای خودشون. از اول.ا...

تکپارتی جونگ کوک

مافیای من

تکپارتی (درخواستی)هوا سنگین بود.ا/ت کنار پنجره ایستاده بود و...

عشق بی پایان

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط