{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت سی یک رمان آوازه زیره آب

قسمت سی یک رمان آوازه زیره آب
دیدم رخته خوابه کیانوش پهنه رفتم توش قشنگگگ خوابیدم..وای به به جوووون گرم هم شده بود..یهو کیانوشه آشغاله کفارات خوابو بهم حروم کرد..کثافت انگار مکارمه!
-وای آرش حدس بزن کی پشته دره!
-چمدونم...لابد بهزاد لیتو جی جی و سیجل و هیدن و ویلسون و خلسه و ام جی و نسیم پشته درن....بزار بخوابم...جووون چه جایه خوبی داری!!
-نه تفاله ی چای علی و فاطی و خونوادشونن..
-علی و فاطی خره کین؟
-باو همون همکاره بابا ک دو ماه اینجا بودن تو با دخترا یه دوماهی بودی..
ها..اونو میگه..اسمه دخترو یادم نبود قبلن ک واسه مامانم گفتم..
-وااای...خدا!! الان چه وقتش بود عاخه؟
پاشو دارن میان تو..رختخوابمو بندازم تو اتاقت..
هم زمان مامانم با غرغر از اتاقشون اومد بیرون
-وای شعورم خوب چیزیه..یه خبر میدادن!
صدای دره سالن ک اومد منو کیا مثه شصت تیر دویدیم تو اتاقه منو درم بستیم و آروم گوش دادیم...اومدن داخلو بعد از کلی تعارف ک شام بخورن و اونام نخوردن و معلوم شد صبح حرکت کردن و اومدن دوباره کله تابستونو شیراز باشن..البته نه همشو خونه ی ما...بابام واسشون رختخواب انداخت و کپیدن..منم تو رخته خوابه کیا خوابیدم اونم رو تخته من..اصن خیلی بهم حال داد..صبح ک بیدار شدم یاده درده سرو بدبختیم افتادم.. گرفتم باز خوابیدم ولی کیا بیدارم کرد
-آرش..آرششش...
-عه..برو تسته دی ان ای بده ببین با مکارم نصبتی داری؟
-چی؟
-خوابو هم حرومم کردی..!
-ای زهره مار...کیااا...
-هاا؟ بله؟ چیه چیه؟
-گوشیم شارژش تموم شده ببین ساعته چنه..؟
-دو و دیم دَم دِقه..
-زهره گوجه..جدی گفتم
من خوابیدم باز...
-آرششش...
-ای ک**م دهنت باشه بله؟
-دهنه عمت باشه گفتم ساعت چنه؟
-وایی..
گوشیم زیره بالش دراوردم و نگای ساعت کردم...
-گردنت بشکنه کیا...ساعت 8 و نیم منو بیدار کردی؟ بزنم شَقَّتْ کنم؟
-ها خو ممنون..
من باز خوابیدم..
-کیارشش..کیارششش...
-عن تو دهنت ها ها؟ بله؟ غذابه الهی!!
-زهره مااار..من خوابم نمیبره تو چی؟
-من الان انقد خوابم میاد که چشامو ببندم میرم تو کما...خواهشن عن بازی درنیار بزار بکپم...
-بکپ..فک کردم بیداری...
چشام گرمه خواب شد ک صدای داداش کوچیکه ی فاطی دراومد...یه 5 شیش سالیش بود..
-وای خدا منو برداره از رو زمین دلم شاد بشه!!
-تو ک گفتی خیلی خوابت میاد...بیداری که؟
-بیدار شدممم..تا خوابم نپریده بزار بخوابم...
-نمیزازم..
-گو میخوری..
دیدگاه ها (۱)

قسمت سی دو رمان آوازه زیره آب-شیطانه رجیم...فیلمه فروشنده!یا...

قسمت سیو سه رمان آوازه زیره آب-خب..خب..-منم الان آماده میشم ...

قسمت سی رمان آوازه زیره آباومد تو و یه فلش دستش بود..-یه فیل...

قسمت بیس نه رمان آوازه زیره آب-بیا بریم من گشششنگی مردم!!ساع...

رمان عشق ممنوع

پارت چهل‌وچهارم | ویلای جنگلیشخص سوم. بعد از نزدیک سه ساعت، ...

P19فردا دامیان:انا پاشو انیا پاشو انیا انیا انیا پاشو دیگه ب...

وقتی داداشت ناتنیت بود.پارت دوم.ویو ات با الارم گوشیم بیدار ...

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

رمان عشق مافیا پارت 13 درستہ شرط گذاشتہ بودم ولی صبر ندارم ب...

رومان عشق مافیا پارت 21از زبان ا/تواییی خیلی درد میکرد مجبور...

ترکم نکن

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p13دستام رو گذاشت...

which one part 11ک. این وقت شب اینجا چیکار میکنی(جدی) ن. خب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط