{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P19

P19
فردا
دامیان:انا پاشو انیا پاشو انیا انیا انیا پاشو دیگه بابا ساعت ۲:۲۵ پاشو حالا بابا پاشو دیگه اعه پاشو دیگه انیا
انیا😪😴:بزار بخوابم
دامیان:من گشنمه تازه کلی درسم داریم حالا پاشو تا نیومدن قلقلکت بعدم 😈
انیا😴😪:باشه پنج دقیقه
که دامیان شروع کرد به قلقلک دادن انیا
ونیا🤣:دامیان نکن🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣قلقلکم نده 🤣🤣🤣🤣
دامیان:تاتو باشی که دیگه تا ساعت دو نیم بعد از ظهر نخوابی حالا پاشو
انیا:🤣🤣تو اگه منو 🤣🤣قلقلک نمی من پامیشم حالا بسه🤣🤣🤣🤣🤣
دامیان دست از قلقلک دادن انیا برداشت و باهم رفتند صبحونه خوردن
بعد از صبحونه هن درس خوندن تاساعت شد ۴:۵۶
انیا: وای من خستع شدم
دامیان:منم برای امروز بسه دیگه
دامیان_
انیا+
_خوب حالا انیا تو چطوری صبح حا بیدار میشی چون که این جوری که معلونه تو خیلی خوابالویی
+خوب من شبا زود می خوابم ولی دیشب یک دو خوابیدم
_ وا برای چی
+ نمی دونم دیر خوابم برد
_اها خوب حالا چی کار کنیم
+نمی دونم بگیریم بخوابیم ☺️
دامیان🤣🤣🤣🤣🤣🤣
+چیه 😂
_هیچی نیست ولی دوباره بخوابیم اره واقا جدی
+☺️اره
و هردو زدن زیر خنده
دامیان:پاشو بریم فیلم ببینیم
انیا:نه حوصله ندارم
دامیان:خوب بزار ببینم
که ی هو سگ دامیان اومد پرید رویه انیا و شروع کرد به لیس زدنش
دامیان:هی مکثو بیا پایین
انیا😂:نیازی نیست
مکثو از رو انیا اومد پایین
انیا:این سگ.ت
دامیان:اره
انیا:فهمیدنم چی کار کنیم منم خوب سگ دارم اونم باندو چطور به کارلوس بگم باندورو بیاره این جه و با مکثو بریم پارک سگا
دامیان:ایده خوبه پس من زنگ میزنم میگم بیارنش
انیا:باشه
شرت ۷ لایک
😘❤️
دیدگاه ها (۱)

ادامه باندو رسید و رفتند پارک سگا ساعت۶:۱۰رفتن و ساعتا یه ۸:...

P18انیا:نه بابا هوا گرمه فقط🍅دامیان:خوب ما الان نامزدیم دیگه...

P17(مکان کتاب خونه ادن)ویو انیا دیشب شب خیلی باهالی بود به د...

ادامه دامیان:بیا بریم خونه من باشه انیا:باشه اونا رفتن خونه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط