ات!!!

پارت ۲
جیمین:ا..ا. اتیییی ..ات جونم پاشو پاشوو
اعضا سریع ات رو بلند کردن
نامجون :شاید نباید تکونش بدیم..
کوک:زنگ زدم اورژانس الاناس که برسن

چیزی نگذشت که اورژانس رسید ات رو سریع به بیمارستان بردن
اعضا هم با ماشینای خودشون به اونجا رفتن
ته:من اگه بفهمم کی به این یچه گفته رژیم بگیره پدرشو در میارم
جین:مطمعنم پی دی نیم توی این ماجرا دست داره
توی همین لحظات بود که دکتر از CCUخارج شد
جونگ کوک : حالش چطوره دکتر
دکتر:خیلی دیر اوردینش ..معدش خیلی خونریزی کرده ..فعاا بریدیمش تو ccuیا همون بخش مراقبت های ویژه اگه میشه یکی همراه من بیاد فرم های مربوط به بستری شونو پر کنه
نامجون:من میام
شوگا:من میرم کمپانی باید با پی دی نیم حرف بزنم
جین:نه شوگا خودت رو تو دردسر ننداز
شوگا:نه جین ..ات مثل خواهرمه منو او از بچگی باهم بزرگ شدیم ات مثل خواهر کوچولوم میمونه ...به خودم قول دادم هرکی اذییتش کرد نابودش کنم ..
شوگا با سرعت با چشم هایی اشکی از بیمارستان خارج شد و بعد از چند مین به کمپانی رسید
منشی لی:اقای مین ..
شوگا:رئیس توی دفترشه؟
منشی لی :بله تازه اومدن ..میخوایین باهاشون هماهنگ کنم ببینینشون؟
شوگا بدون هیچ حرفی به سمت دفتر پی دی نیم رفت
و دونه در زدن وارد شد
پی دی نیم پاهاش رو روی میز گذاشته بود و داشت سیگار میکشید
شوگا:چطور تونستی این کارو با اون بچه بکنی؟اون خیلی ضعیفه
پی دی نیم:راجب کی حرف میزنی؟
شوگا:ات...نکنه نمیدونی چه بلایی سرش اومده ..ات امروز به دلیل خون ریزی معده توی بیمارستان بستریه
پی دی نیم با ترس و استرس از پشت میزش پاشد
پی دی نیم:چی ..چی میگی ..نه نه تمام سرمایه من در خطره ..اینجوری مجبور میشیم تور ژاپن رو‌ کنسل کنیم یا عقب ندازیم ...من اینجوری ورشکست میشم
همین الان میری و اونو میاریش کمپانی اون باید تمرین کنه
شوگا با فریادی بلند زد روی میز:مگه نمیگم حالش بده؟اون الان توی بخشCCUهستش ‌.دعا کن بهوش بیاد ..دعا کن حالش خوب بشه وگرنه تو این شرکت مسخرتو یجا آتیش میزنم میفهمیی؟
و از کمپانی خارج شد
با چشمانی که از حلقه های اشک پر شده با سرعتی شدید به سمت بیمارستان رانندگی کرد اون روز بارون عجیبی میبارید

به سمت بخش رفت
نگهبان بخش:اقای مین یونگی؟
شوگا:بله خودمم
نگهبان:دوستاتون رفتن تو ماشین استراحت کنن گفتن بهتون خبر بدم..
شوگا:مم..
هنوز حرف شوگا کامل از دهانش خارج نشده بود که پرستار ها و دکتر ها هجوم بردن سمت در ccu
شوگا سریع کنار رفت از لای در میتونست ببینه اونا به اتاق ات رفتن ..
از ترس نمیدونست باید چیکار کنه پس تصمیم گرفت با اعضا تماس بگیره
شوگا:ا..اا الو جین ..جین هیونگگگ .بیایین بالا فکر کنم یه اتفاقی افتاده .
لحظاتی بعد در اسانسور باز شد اعضا با صورتی که میشد ترس رو توش قشنگ مشاهده کرد وارد شدن
نامجون:چی ..چیشده شوگا هیونگ؟
شوگا:نمیدونم فقط دیدم رفتن سمت اتاق ات خیلی سریع و با استرس رفتن ..نگنه بلایی سر اومد باشه
جیهوپ:زبونتو گاز بگیر پسرررر
شوگا:اخخخخ
اعضا:چیشدد؟
شوگا:زبونمو گاز گرفتم😔😐
اعضا:😐😑
در همین لحظه ها بود که دکتر از بخش خارج شد
اعضا:دکتر حالش چطوره
دکتر:دوتا خبر براتون دارم اول اینکه متاسفم ......





تا پارت‌بعدی بای بای ❤️😍
حمایت نمیکنی بیب¿
دیدگاه ها (۱۲)

#عشق _بعد _نفرت پارت 13ات: اره نگران نباشید میام کوک: هر جور...

#درخواستیپارت۲که صدای در اومد.. اعضا همه از اتاقشون اومدن بی...

چند پارتی درخواستی

عاشق part²رفتم داخل خونه چراغ ها خاموش بود و روی میز غذا بود...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 23جین بعد از تماس رینا سریع سوار ماشین شد و د...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

جدایی

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۷ بعد از پاشدم لباسمو عوض کر...

p24²عروس فراریولی این جعبه کاملا سالمه ریندو کاکوچو هم جعبه ...

پارت 40ویو آت:صدای بلندی ناگهان توی مسیر پیچید. 💥🏁همه‌چیز در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط