{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روشنایی پس از تاریکی

روشنایی پس از تاریکی

پارت 17

داشتیم میرفتیم خونه که یهو یکی پیچید جلومون تهیونگ سریع پیچید داشتیم تصادف میکردیم اما ماشینه رد شد و رف
رسیدیم خونه و میخواستیم ناهار بخوریم چون دیشب شب طولانی ای داشتیم
+اجوما
اجوما:بله پسرم؟
+یه ناهار خوشمزه برامون درست کنید واقعا گشنمونه
اجوما:چشم پسرم
+مرسی
ناهارمون رو خوردیم و هرکدوم به کار خودمون مشغول شدیم

فلش بک به شب

+بیب بعد از این موفقیت یه شب عالی نمیچسبه؟
*اومممم نمیدونم راستش خستم
+بیب داری لوس میکنی خودتو هااا
نذاشت حرفمو تموم کنم براید استایل بقلم کرد انداختم رو تخت(هرکی اسمات میخواد بیاد پیوی🗿)
ویو صبح
با دلدرد شدید بیدار شدم نمیتونستم راه برم ای فاکر بوی کیوت لعنتی چطور این بشر میتونه صبا اینجوری کیوت خواب باشه شبا اینجوری فاکر و سکسی؟
بیخیال نگاه کردنش شدم با بدبختی از رو تخت پاشدم که برم دست و صورتم بشورم که یهو...
________________&________________
'با اینکه شرطا نرسیده بود گذاشتم ولی سعی میکنم شرط کامنت رو کم کنم که زودتر برسه
شرطا:4 تا کام 6 تا لایک
بای🗿💜
دیدگاه ها (۱۵)

Do I love him, or do I hate him?P¹⁵بعد از کلی کل کل رفتیم خو...

Part ⁵سلام خوشگلا 🍓🎀قبل از اینکه پارت رو شروع کنم میخواستم ب...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : دوم » یونگی : جیمین تو باید اینجا کا...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 3وقتی تو مدرسه دعوات شد....... جونگکوک: حرف قانع کن...

*سرنوشت*بعد از اینکه رایا و شوگا خرید هارو کردن و رفتن سمن خ...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁶ویو: اتصبح که بیدار شدم، دستم رو...

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط