ڪتاب ســرنوشــت

ڪتاب ســرنوشــت


بــــراے هـــرڪس چــیـــزے نــوشــت ....


نـــوبــت مـــا..ڪہ رســیـــــــــد


قـــلم افــتــاددیــــگـــر هـــیــچے ننـــوشــت!!!!


خــط تــیره گـــذاشــــت وگــــفــت

ولے

تــــــــوبـــــــاش...اسـیــــــــــــــرســـرنـــوشــت
دیدگاه ها (۴)

پارت چهارم: پنجشنبه، کاغذی که جدا میشهپنجشنبه شد و مدرسه نصف...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت ششمآن شب، کوک چند بار کاغذ را ا...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

قسمت بیست و پنج

پارت ۲۶ — تصمیم دربارصبح روز بعد، فرمانی از قصر به عمارت مین...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

ا/ت هنوز به پیام سوکجین خیره شده بود.«رسیدی؟»پیام ساده‌ای بو...

## «ماه، بوی باران می‌دهد»### پارت چهارم: زمزمه‌های خیانتسکو...

پارت اخر

...پارت اول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط