پشیمانی

پارت 2
بعد هم روبه جونگ کوک گفت :تو چت شده؟ چند وقته باهام سرد شدی مشکلت چیهههه!
جونگ کوک عصبانی شد و جلو رفت تا بزنتش که رونا سریع حالت دفاعی دستاشو آورد جلوی صورتش و گفت : چیه الان میخوای بزنیم؟ کمی مکث کرد و بعد از چند دقیقه گفت :تروخدا منو نزن غلط کردم.
جونگ کوک دید که رونا گریش گرفته و داره التماس میکنه که نزنتش به خودش اومد و پشیمون شد که به جای اینکه به رونا ماجرا رو بگه، فقط ازش دوری کرد، باهاش سرد برخورد کرد و حتی عصبانیتش رو سر رونا خالی کرد
اون رو زد. زیر لب یه لعنت بهت جئون جونگ کوک به خودش گفت و رفت رونا رو بغل کرد گریش گرفته بود به رونا گفت که عذر میخواد و ماجرا رو براش تعریف کرد.
رونا گفت : خب چرا از اول بهم نگفتی چی شده؟ من ازت ناراحتم باید از دلم در بیاری.
جونگ کوک از شدت کیوتی رونا خندش گرفت و گفت : چشم اما الان خوابم میاد کیوتم میشه الان بخوابیم فردا از دلت در بیارم فرشتم؟
رونا گفت : فقط تا فردا شب وقت داریااا.
جونگ کوک خندید و گفت : چشم رفتن خوابیدن فردا صبح که رونا بلند شد دید که جونگ کوک پیشش نیست
دیدگاه ها (۰)

معاملهp24جونگ‌کوک چند لحظه ساکت ماند. هنوز بی‌جان روی دست‌ها...

پارت ۱۹۵

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

«فقط پیش تو »صدای چرخیدن کلید داخل قفل، سکوت خونه رو شکست.ا....

🖤 عروس مافیا | پارت دومعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۹ شبا/ت وارد ات...

RESPECT OR DIE : پارت بیست‌ویکمراهرو در سکوت فرو رفته بود......

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁹ویو: اتبا صدای گوشیه جونگ‌کوک از...

ᴘᴀʀᴛ ۳۵ | یه روز خاصچند روز بعد...جونگ‌کوک وقتی از شرکت برگش...

From hate to lovePart:8که ازم جدا شد و با چشمای خمار نگام كر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط