{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ بْنَ عَلِ

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ بْنَ عَلِي

افتاده بود روی زمین خواهرش رسید
ام المصائب آمد و بالا سرش رسید

سر را به روی دامن زهرائی اش نهاد
یک کاسه آب دست امام غریب داد

سر خود سرش که چادر مادر نکرده است
کم مادری برای برادر نکرده است

بانوی روضه ها سخنش را شروع کرد
واویلتا حسن حسنش را شروع کرد

بر روی خاک سر نگذاری سرم فدات
بال و پرت شکسته و بال و پرم فدات

پا بر زمین نکش جگرم تیر می کشد
پشت و پناه من کمرم تیر می کشد

دق می کنم که سرفه امانت بریده است
درد جگر به سینه و پهلو رسیده است

زهرش درست بر جگر تو شراره زد
بر روی زخم گم شدن گوشواره زد

خیلی قدیم زخم دلت بی شماره شد
با نامه ی فدک جگرت پاره پاره شد

پایین پات قاسم دلخون نشسته است
بالا سرت برادر محزون نشسته است

چشمت که باز شد به خدا باز جان گرفت
با هق هقش کنار تن تو زبان گرفت

سنگینی مصیبت تو پشت من شکست
غارت زده منم که تو را می دهم ز دست

گفتی حسین گریه نکن می کشی مرا
نور دو عین گریه نکن می کشی مرا

سهم حسن که نیزه و آهن نمی شود
روزی شبیه روز دوشنبه نمی شود

فرزند من شریک تو در بین قتلگاه
با سم اسب ها بدنش آه آه آه

پیراهنت غنیمتی گرگ ها می شود
سهمیّه تن تو فقط بوریا می شود

خولی سر بُریده چه بی رحم می بَرد
حتّی تنور هم ز سرت سهم می بَرد


🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
دیدگاه ها (۱)

*روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاستواندر طلب طعمه پر و بال بيار...

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

چند پارتی جونگ کوک (درخواستی)

مرد بی رحم

پارت: 17 (بخش2) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر. سالنِ بایگا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش اول_ فقط یه الماس میتونه ا...

✦ اولین گناه ✦فصل هفتم: هیچ‌کس اینجا نبود---از پنجره بیرون پ...

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط