بیب من برمیگردم

بیب من برمیگردم
پارت : 95

جیمین و شوگا هم اومدن فکر میکردم اگه منو ببینن شوکه میشن اما هیچ اتفاقی نیوفتاد
همگی دور یه میز نشستیم جونگکوک پیش من نشست و شوگا و جیمین هم رو به رو ما نشستن
جونگکوک شروع کرد به حرف زدن و گفت
_ خب از اونجایی که میدونید قراره به عمارت الکس حمله کنیم
_ خب اینو ماهم میدونیم
_ اره اما این دفعه جنی هم با ما میاد
جیمین بهم نگاه کرد و گفت
_ جونگکوک اگه اتفاقی براش بیوفته چی امکان داره هر لحظه اتفاقی بیوفته که پشیمون بشیم
+ نخیر نمیزارم همچین اتفاقی بیوفته
شوگا دستشو گذاشت رو دستم و گفت
_ جنی لطفا این کار رو نکن جیمین راست میگه ممکنه اتفاقی بیوفته که ما رو هر لحظه پشیمون بکنه
+ گفتم که نمیزارم همچین اتفاقی بیوفته من مواظبم
_ خیلی تخسی نمیشه کاریش کرد اینم میبریم با خودمون
ذوق زده بالا پایین پریدم که جونگکوک گفت
_ انقد ذوق نکن بشین یکم نقشه بچینیم
نشستم سر جام که جونگکوک شروع کرد به حرف زدن
_ خب ببینید امشب الکس یه مهمونی ترتیب داده که این مهمونی واقعا به نفع ماس
هممون سرمونو تکون دادیم
_ و خب ما میتونیم با یه تیر دو نشون رو بزنیم
_ چجوری جونگکوک
_ خب ببین شوگا هیونگ من یکم تحقیق کردم و فهمیدم که الکس بخاطر مهمون هاش و مهمونی به شرکت نمیره پس به تهیونگ میگیم که اون به شرکت الکس حمله کنه و ماهم به عمارتش حمله کنیم و اسیرش کنیم
دیدگاه ها (۰)

Why Did I Fall in Love with Her? | P¹⁸ 🖤ویو: پارک+چیه جونگکو...

گل خونی پارت 57@ نه نیان شما برینجیمین و جونگکوک رفتن سرویس ...

Part38+سلام _سلام خوش اومدی بیا بشین نیلا رو صندلی نشستو علا...

پارت۱۱که یهو جیمین با کلی غذا اومد سمته ات و ات با تعجب به غ...

رویایی واقعی اما مانند دروغ

《نوری در دنیای مرده ها》پارت¹²ویو نویسندههمه زدن زیر خنده.آلی...

part ۴۰جونگکوک« خوب بیا از این طرف آهان رسدیم»& وایی اینا خی...

شاگرد لوس من

^وقتی اعضای بی تی اس یه فرصت پیدا میکنن تا از هم دیگه شکایت ...

هق هقویو الکس خب حالا وقت ناهار هست برم با خواهر گلم ناهار ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط