{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبی که زنی جدید

شبی که زنی جدید
سر بر بازوی تو...
و خیالی کهنه
سر بر سینه ی من...
شبی که بهشت بازوانت را ندارم
کاکتوس ها را بغل میگیرم
و برایشان
از تفاوت آغوش با آغوش میگویم!


هیوا♥
دیدگاه ها (۲)

سلام ...آدینتون بخیر ☺️شرابِ کهنه ی خود را من از دستِ تـو نو...

در آغوش تو. پارت سوم+اوه البته اگر منم زنم ترکم میکرد و میرف...

پارت: 30 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخرِ بعدازظهر با ...

پارت پنجم حرف‌های تهیونگ مثل آب رو آتش بود، ا...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

وای ملکه من! نفسِ راحتی کشیدم! داشتم از دستِ این تهیونگ سکته...

هوسوک یکم سکوت کرد. نگاهش از روی دستت سرخورد روی چشمهات. لحن...

پارت: 6 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی خفگی می‌داد. بوی چوب نم‌کش...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۳۰ زنگ آخر خورد.اما هیچ‌کدام از هشت نف...

پارت: 4 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای دفتر مدیر هریسون همیشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط