در پناه لبخندت
#تک پارتی درخواستی
part:1
برای اخرین بار خودمو تو آینه نگاه کردم میکاپم موهام لباسم همش عالی بود برای این اجرا که اولین اجرامم بود خیلی استرس داشتم
لیسا:ات ؟اماده ای
ات:اره..بزن بریم
از جان بلند شدم سریع به سمت استیج رفتیم با جیغ تماشاچی ها انرژیم فول اجرا رو شروع کردیم
همینطور که میخوندم چشم چشم میکردم تا جیمین رو پیدا کنم
دیشب بهم قول داد که حتما میاد
حتما الان با خودتون میگید
من کیم؟
من جونگ ات هی ام عضو پنجم بلک پینک ۵ سال کاراموز کمپانی بودم و بعد به گروه بلک پینک معرفی شدم
یک سال از ورودم به گروه میگذره
توی این یکسال یه البوم دادیم بیرون ولی من هیچ وقت تو هیچ کدوم از کنسرتا نبودم ..به دلایل مختلف
تقریبا برگردیم به ۴ ماه پیش توی یه جشنی که برای تمام ایدل های کره برگزار شده بود شرکت کردم و اونجا برای اولین بار جیمین رو دیدم
(پرش به ۴ ماه پیش)
اروم دامنم رو داخل دستم گرفتم و وارد سالن شدم
کمی جلو رفتم اسم گروهم رو روی میز دیدم و به سمت میز رفتم وقتی از کنار یه میز رد شدم صدای خنده فردی توی گوشم اکو شد انگاز این صدا بار ها بار ها توی گوشم پخش شد برگشتم و به منشأ اون صدا نگاه کردم
اون پارک جیمین بود .. خواننده معروف بی تی اس
از نزدیک صد برابر زیبا تر بود
نمیدونم چقدر گذشت
که با صدای جنی به خودم اومدم
جنی:ات ..ات چرا وسط راه وایسادی چرا خشکت زده بیا ببینم بیا بشینیم
به سمت میز رفتم نشستم ولی همچنان چشمم به جیمین بود تا جایی که خودش متوجه این نگاه شد
از اینکه بهش خیره شم و نگاه کنم نمیترسیدم چون هیچ خبرنگار و عکاسی نبود که برام شایعه درست بشه
کم کم خودم رو جمع جور کردم و سعی کردم از فکرش بیرون بیام همه پاشدن و داشتن میرقصیدن
که دستی روی شونم قرار گرفت
جیمین:بانو افتخار همراهی میدین؟
از لحن حرف زدنش خوشم اومد و همچنین از خودش قبول کردمو بلند شدم و این بلند شدن شروع خیلی چیز ها بود..
شروع رابطه جدی ما
(پرش به حال)
بالاخره کنسرت تموم شد ..تو طول اجرا جیمین رو ندیدم مگه میشه نیاد
با ناراحتی وارد بک استیج شدم که دیدم جیمین با یه دست گل بزرگ روی مبل نشسته
ات:جیمیناااااا
جیمین: عزیزممممممم
محکم بغلش کردم و دسته گل رو ازش گرفتم
ات:فکر کردم کنسرتمو یادت رفت
جیمین:مگه میشه شما من یادم بره بانوی من ؟
نگاهی به چشما های زیباش انداختم
ات:عاشقتم
جیمین:منم عاشقتم...حالا نظرت چیه شام مهمون من بریم یه رستوران خوب
ات: با کمال میل درخواست شما رو برای دیت رفتن میپذیرم(خنده)
ات:(خنده)..وایسا برم لباسمو عوض کنم
پایان🤌🏻🤍
part:1
برای اخرین بار خودمو تو آینه نگاه کردم میکاپم موهام لباسم همش عالی بود برای این اجرا که اولین اجرامم بود خیلی استرس داشتم
لیسا:ات ؟اماده ای
ات:اره..بزن بریم
از جان بلند شدم سریع به سمت استیج رفتیم با جیغ تماشاچی ها انرژیم فول اجرا رو شروع کردیم
همینطور که میخوندم چشم چشم میکردم تا جیمین رو پیدا کنم
دیشب بهم قول داد که حتما میاد
حتما الان با خودتون میگید
من کیم؟
من جونگ ات هی ام عضو پنجم بلک پینک ۵ سال کاراموز کمپانی بودم و بعد به گروه بلک پینک معرفی شدم
یک سال از ورودم به گروه میگذره
توی این یکسال یه البوم دادیم بیرون ولی من هیچ وقت تو هیچ کدوم از کنسرتا نبودم ..به دلایل مختلف
تقریبا برگردیم به ۴ ماه پیش توی یه جشنی که برای تمام ایدل های کره برگزار شده بود شرکت کردم و اونجا برای اولین بار جیمین رو دیدم
(پرش به ۴ ماه پیش)
اروم دامنم رو داخل دستم گرفتم و وارد سالن شدم
کمی جلو رفتم اسم گروهم رو روی میز دیدم و به سمت میز رفتم وقتی از کنار یه میز رد شدم صدای خنده فردی توی گوشم اکو شد انگاز این صدا بار ها بار ها توی گوشم پخش شد برگشتم و به منشأ اون صدا نگاه کردم
اون پارک جیمین بود .. خواننده معروف بی تی اس
از نزدیک صد برابر زیبا تر بود
نمیدونم چقدر گذشت
که با صدای جنی به خودم اومدم
جنی:ات ..ات چرا وسط راه وایسادی چرا خشکت زده بیا ببینم بیا بشینیم
به سمت میز رفتم نشستم ولی همچنان چشمم به جیمین بود تا جایی که خودش متوجه این نگاه شد
از اینکه بهش خیره شم و نگاه کنم نمیترسیدم چون هیچ خبرنگار و عکاسی نبود که برام شایعه درست بشه
کم کم خودم رو جمع جور کردم و سعی کردم از فکرش بیرون بیام همه پاشدن و داشتن میرقصیدن
که دستی روی شونم قرار گرفت
جیمین:بانو افتخار همراهی میدین؟
از لحن حرف زدنش خوشم اومد و همچنین از خودش قبول کردمو بلند شدم و این بلند شدن شروع خیلی چیز ها بود..
شروع رابطه جدی ما
(پرش به حال)
بالاخره کنسرت تموم شد ..تو طول اجرا جیمین رو ندیدم مگه میشه نیاد
با ناراحتی وارد بک استیج شدم که دیدم جیمین با یه دست گل بزرگ روی مبل نشسته
ات:جیمیناااااا
جیمین: عزیزممممممم
محکم بغلش کردم و دسته گل رو ازش گرفتم
ات:فکر کردم کنسرتمو یادت رفت
جیمین:مگه میشه شما من یادم بره بانوی من ؟
نگاهی به چشما های زیباش انداختم
ات:عاشقتم
جیمین:منم عاشقتم...حالا نظرت چیه شام مهمون من بریم یه رستوران خوب
ات: با کمال میل درخواست شما رو برای دیت رفتن میپذیرم(خنده)
ات:(خنده)..وایسا برم لباسمو عوض کنم
پایان🤌🏻🤍
- ۱۳.۰k
- ۰۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط