پارت ۱۸:)
کوک : هیچ وقت الکی ترکم نکن
من : الکی؟ اون از نظرت الکی بود
کوک : اره چون من تو رو دوس دارم
من : منم دوست دارم
من : کوک
کوک : هوم
من : من باید برم خونه خودم
کوک : چیییی باز چیشده
من : من دارم درس میخونم معلم زبون کره ای بشم
کوک : تو کجا
من : آمریکا
کوک : چی... آم..آمریکا
من : اره منم ازینکه ترکت کنم برا ی مدت خوشم نمیاد
کوک : میشه نری
من : من سال ها تلاش کردم براش
کوک : من اجازه نمیدم بری
من : چی میگی برای همیشه که نمیخوام برم
کوک : ولی من اجازه نمیدم میدونی چقدر سخته
من : میدونی برای من بیشتر از تو سخته ولی خب باید برم
کوک : اگه میخوای درس بخونی بیا تو خونه من
من : باشه
رفتم و هر چی لازم داشتم از خونه آوردم
کتابارو باز کردم
من : او مای گاد سخته ولی میخونم
۲ و ۳ روز همین جوری داشتم درس میخوندم
کوک اومد تو اتاق
کوک : عشقم
من : هوم
کوک : بیا ی چی بخور قوت بگیری منو که به کلی فراموش کردی حداقل خودتو فراموش نکن
رفتم پیشش و لبامو گذاشتم رو لباش و مک های دردناک میزدم ازش جدا شدم
من : من تو رو هیچ وقت فراموش نمیکنم
بوسم کرد ( آی بمیری پدصگ کوکی رو بدههههه)
۱ سال گذشت
چمدونمو بستم
من : اوپااااا
کوک : ها
من : بیا کمک چمدونمو بیارم پایین
اومد بالا
کوک : الکی الکی داری میری یااااا
من : زود میام نگران نباش
یهو بغض کردم
کوک : عههه گریه کنی گریه میکنما
بغضم ترکید
من : هق هق هق
جونگ کوکم بغض کرد
اشکامو پاک کردم
من : خب بیا بغلم
پریدم تو بغلش و محکم بغلش کردم
.....
کوک : اونجا پیش داداشتی دیه ها
من : اوهوم
تلفن خونه زنگ خورد
بدو بدو رفتم پایینو برداشتم
من : الو
داداشم : ا.ت آماده شدی
من : اره داداشی
کوک : بدو بیا سوار شو الان پرواز میکنه
رفتم سوار ماشین شدم
تموم تا پارت بعدی بای🐰🍓
من : الکی؟ اون از نظرت الکی بود
کوک : اره چون من تو رو دوس دارم
من : منم دوست دارم
من : کوک
کوک : هوم
من : من باید برم خونه خودم
کوک : چیییی باز چیشده
من : من دارم درس میخونم معلم زبون کره ای بشم
کوک : تو کجا
من : آمریکا
کوک : چی... آم..آمریکا
من : اره منم ازینکه ترکت کنم برا ی مدت خوشم نمیاد
کوک : میشه نری
من : من سال ها تلاش کردم براش
کوک : من اجازه نمیدم بری
من : چی میگی برای همیشه که نمیخوام برم
کوک : ولی من اجازه نمیدم میدونی چقدر سخته
من : میدونی برای من بیشتر از تو سخته ولی خب باید برم
کوک : اگه میخوای درس بخونی بیا تو خونه من
من : باشه
رفتم و هر چی لازم داشتم از خونه آوردم
کتابارو باز کردم
من : او مای گاد سخته ولی میخونم
۲ و ۳ روز همین جوری داشتم درس میخوندم
کوک اومد تو اتاق
کوک : عشقم
من : هوم
کوک : بیا ی چی بخور قوت بگیری منو که به کلی فراموش کردی حداقل خودتو فراموش نکن
رفتم پیشش و لبامو گذاشتم رو لباش و مک های دردناک میزدم ازش جدا شدم
من : من تو رو هیچ وقت فراموش نمیکنم
بوسم کرد ( آی بمیری پدصگ کوکی رو بدههههه)
۱ سال گذشت
چمدونمو بستم
من : اوپااااا
کوک : ها
من : بیا کمک چمدونمو بیارم پایین
اومد بالا
کوک : الکی الکی داری میری یااااا
من : زود میام نگران نباش
یهو بغض کردم
کوک : عههه گریه کنی گریه میکنما
بغضم ترکید
من : هق هق هق
جونگ کوکم بغض کرد
اشکامو پاک کردم
من : خب بیا بغلم
پریدم تو بغلش و محکم بغلش کردم
.....
کوک : اونجا پیش داداشتی دیه ها
من : اوهوم
تلفن خونه زنگ خورد
بدو بدو رفتم پایینو برداشتم
من : الو
داداشم : ا.ت آماده شدی
من : اره داداشی
کوک : بدو بیا سوار شو الان پرواز میکنه
رفتم سوار ماشین شدم
تموم تا پارت بعدی بای🐰🍓
- ۲۳۶.۴k
- ۰۵ مهر ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط