گرگ ومیش پارت ۲۱

گرگ ومیش پارت ۲۱
+خب زود باش بریم
لیسا:باشه
@ ات جایی میری
+آره میرم تا بیرون
@ تو که العان آمدی
+ می‌دونم ولی یه کاری برام پیش امده
لیسا:ات بریم
+,بریم، ببخشید بابا ولی یه کار ضروری برام پیش امده
@ باشه
+, خدافظ بابا
@ خدافظ عزیزم مواظب خودت باش
+
با لیسا سوار ماشین شدیم و با سرعت زیاد به سمت کلیسا رانندگی کردیم
العان ساعت ۱۱:۰۰ بود تا ۲ ساعت دیگه باید انجا باشیم ولی بدبختی وست راه هستیم تا اون جا برسیم ۱۲:۳۰ میشه ولی چجوری طی ۳۰ دقیقه اونو پیدا کنیم
بالاخره رسیدیم ولی دیر تر از وقتی که انتظار داشتم رسیدیم کلن۱۵:۰۰ دقیقه وقت دارم ولی چطوری توی این شلوغی پیداش کنیم
لیسا:ات من نمیتونم بیام بچها به کمکم نیاز دارن
+بچها از جون جیمین مهمترن باشه توهم برو
با گریه از تمام مردم رد شدم اما هنوزم نتونستم جیمین رو پیدا کنم
اون ،اون وای خدای من

ببخشید بچها می‌دونم خیلی کوتاهه ولی همینم که نوشتم دستم شکست

#سناریو
#وانشات
#فیک
دیدگاه ها (۰)

پارت 29رمان عشق مدرسه ای ویو فردا صبح وقتی ات داشت برای مدرس...

پارت 38رمان عشق مدرسه ای ویو صبح اردو: لیسا: ( خمیازه) صبح ب...

پارت 43🎀 ویو آت 🎀رسیدیم خونه.آت: وای... خونه‌ی خودمون! 🥹🏠💜هی...

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

پارت 45 رمان عشق مدرسه ای ویو وقتی که میخواستند برن بیرون: ا...

پارت 39 رمان عشق مدرسه ای همینجوری هیونجین داشت خنده میکرد ک...

پارت 20رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍هیونجین: باشه ویو جونگین و ات: جو...

پارت 30 رمان عشق مدرسه ای ویو تو راه اردو: هیونحین: عشقم گشن...

پارت 49 رمان عشق مدرسه ای هیونجین: باشه بگو ات: بزار زنگ بزن...

پارت 34رمان عشق مدرسه ای ⭐ویو ات: دلقک لباس ات رو تنش کرد و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط