اسم فیک:ولی تو نمیدونی که من عاشقتم

اسم فیک:ولی تو نمیدونی که من عاشقتم

از دید ا/ت:بادیگارد در vipرو باز کرد

موسیقی ملایمی پخش شد

وقتی به جلو نگاه کردم دوتا مرد رو دیدم

یکیش که میان سال بود

اون یکی هم که میخورد 35 سالش باشه

یعنی باید با اون ازدواج کنم با کسی که

17 سال ازم بزرگ تره ولی از حق نگذریم

خیلی خوشتیپ و جذاب بود

غرق نگاه کردن به اون شده بودم

همینجوری داشتم عین بز بهش نگاه

میکردم که پدرم زد به شونم وگفت

پدر ا/ت:برو پیش اقای جعون دیگه

چرا وایسادی

ا/ت:اها بله پدر

من و پدرم به سمت میز اونا رفتیم و

اونا بلند شدن و بهم ادای احترام کردیم

ونشستیم

از دید کوک : منتظر کیم و دخترش بودم که

یهو در vipباز شد مردی میان سال وارد شد

بعد اون دختری زیبا با موهای بلند ابریشمی

وارد شد خیلی ساده بود وهمین سادگیش

اونو خاص میکرد منی که به عشق اعتقاد

نداشتم یعنی الان عاشق شدم اونم توی نگاه

اون با بقیه هرزه ها فرق داشت خاص بود

اونم خیلی خاص

همینجوری داشتیم هردومون به همدیگه نگاه

میکردیم که ...

پارت 8 امید وارم خوشتون اومده باشه

معذرت میخوام دیر گذاشتم حالم زیاد خوب نبود
دیدگاه ها (۲۵)

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

سناریو میتسویا پارت ۳

چند پارتـیــــــــــــــــ🖤ـــــــــــــوقتی باهات بد حرف می...

تکپارتی جونگ کوک

سناریو بونتن پارت اخر

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

سناریو کورو پارت یک

True Love②③فردا(شب) تهیونگصدای زنگ در رو شنیدمو رفتم در رو ب...

فیک جونگکوک خواب های واقعی

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت سوم | «نشانی که نباید دیده می‌شد»زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط