زیبای من پارت۱

خوب من شروع میکنم لطفااااااا گزارش ندیدددد
خواهش میکنم لطفا چیز خواستی نمینویسم و اگه دوس نداری نخون🙃

ویو ته

صبح با صدای گوشی بلند شدم یه روز مسخره دیگه
هعیی
پاشدم رفتم یه لباس گشاد پوشیدم چون قرار بود دوستام بیان(و یچیزی من دوستاشو همون اعضا میزارم دیگه)
رفتم کارای لازم رو انجام دادم و در اتاق رو که وا کردم
میونگ رو دیدم که خیلی خوشگل شده بود و اونم تا نو دید یه لبخند زد و رفتیم پایین( و دوباره یچیزی ته و میونگ پدر و مادرشون توی تصادف مردن و کوک و جونگ اون مادر پدرشون ولشون کردن و بله)
اجوما برامون صبحونه اماده کرده بود.
ویو سر میز
ته:میونگ
میونگ: هوم
ته: امروز پسرا میان مثل ادم رفتار کن
میونگ: به ت چ؟
ته: به من چه خدایایاااااااا نگا نگا مثلا داداشتمااا
میونگ: یاااا ته بس کن دیگه هی داداشتم داداشتم
که یهو زنگ در خورد
ته ویو
داشتم با میونگ دعوا میکردم که زنگ خورد اجوما درو باز کرد اعضا بودن
ویو بعد از سلام دادن و اینا
نامجون: ته پس میونگ کجاست
میونگ: این بالا
ته و بقیه بالارو نگاه کردن که میونگ دست تکون داد بهشون
واز پله ها سر خورد و اومد پایین روی یه مبل نشست
میونگ: های
اعضا: هایی
جیمین: چطوری؟
میونگ: خوب





و پایان این پارت چطور بود🙃
دیدگاه ها (۰)

پُشتِ مَرز دوست داشتن پارت اولویو تهیونگ :امروز صبح وقتی از ...

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

همسر غیره منتظره

#عشق_بعد_نفرت ادامه پارت 5پرش زمانی به فردا صبحویو اتاز خواب...

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

پارت نهیون: جیغغغغغغغیونگی: مرگ عوضی دهنتو ببند یون: تو توی ...

فیک تهیونگ

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط