دختر اجاره ای 🕸🖤

دختر اجاره ای 🕸🖤
𝐩𝐚𝐫 ²⁴
𝒓𝒆𝒏𝒕 𝒈𝒊𝒓𝒍🕸🖤

قلب جنی سریع به تپش در اومد و زبونش بند اومد

هر لحظه عاشقتر میشد

جنی: چی؟ دوس..ت ،دُدُدُدُختر؟🥴😵‍💫

تهیونگ: پس دوست پسرمی‌؟

جنی: ها؟ نمیدونم، دوست پسرتم؟

اصلن نفهمید چی داره میگه و فقط کلمه ی دوست

دختر توی سرش می پچید، مثل دیونه ها ذوق کرده بود

به خودش اومد و با خجالت گفت: منظورم این بود که

آره من دوست دخترتم و توام دوست... پسرمی

از خجالت دستاشو گذاشت روی صورتش که با تهیونگ

چشم تو چشم نشه

تهیونگ خندید و نفس عمیقی کشید: هعی.. فکر

میکردم من کیوتم ولی یکی دیگه رکوردمو شکوند😌😂

همینجور که جنی توی بغلش بود، تهیونگ بردتش توی اتاق

روی تخت دراز کشیدن و همو بغل کردن

تهیونگ با موهای جنی بازی میکرد

تهیونگ: راستی نگفتی کجا درخواست کار دادی؟

جنی: بنظرت چه کاری به من میاد‌؟

تهیونگ: امممم.. نمیدونم.. بگو

جنی: الان بهت نمیگم🤭هر وقت استخدام شدم

تهیونگ: بگو دیگه خیلی کنجکاو شدم

جنی: نمیگممم😝

تهیونگ: باشه.. پس منم بهت نمیگم شغلم چیه😛

جنی: هه😏

دستشو برد بالا: کیم تهیونگ رئیس شرکت بزرگ هانول،

فکر کردی نفهمیدم؟😏😏

تهیونگ: عی بابا😖

جنی:😌

تهیونگ: وایسا، پس یعنی درباره ی من توی اینترنت

تحقیق کردی؟😏

جنی: چی؟😵‍💫
دیدگاه ها (۰)

چند روز بعد، ات توی آشپزخونه نشسته بود و مشغول خوردن صبحونه ...

True Love①⑨تهیونگ: چیشده مامانم: من و برادرت و لیا یه چیز خو...

رفتار سرد

پشت صحنه جادویئ پارت ۲اون تهیونگ بود داشت .. داشت با اون چشا...

🖤 فیک: اون فقط یه دانشجوی ساده‌ست...پارت دوم: کسی که جونگکوک...

free from the court (p10)

وقتی پدرخوانده ات بود❤️پارت ۳(last part)_هعی+چی شده؟_میچا......

پارت ۱۳(ویو جیمین)ساعت ⁶:¹² دقیقه عصر بود من به کلوپ رسیدم و...

پنهان عشق

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : eighteenویوی جونگ کوک :احساسات‌م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط