سناریو توکیو ریونجرز
خانم ها و آقایان خوش آمدید به ★سناریو درخواستی از توکیو ریونجرز★
موضوع:«وقتی ا.ت پریـ&ـود میشه.»
کاراکترها:«ســــــــــــانـــــــــــو مانـــــــــجــــــــــیــــــــــــرو.»
ــــــــــــــــــ 🎀 (◍•ᴗ•◍)✧*。 🎀 ـــــــــــــــــ
عصر بود و هوای شیبویا یهجور سنگین و کسلکننده شده بود. ا.ت از صبح حال عجیبی داشت؛ دلدردش آروم نمیشد و هر چند دقیقه یهبار اخماش بیشتر تو هم میرفت. سعی میکرد مثل همیشه عادی رفتار کنه، ولی مایکی همون اول فهمید یه چیزی درست نیست.
مایکی با همون خونسردی همیشگی کنارش نشست و گفت: «چی شده؟»
ا.ت یه نفس عمیق کشید و با صدای آروم گفت: «حالم خوب نیست... فکر کنم پریـ&ـود شدم.»
مایکی یه لحظه ساکت موند، بعد خیلی طبیعی و بدون اینکه بخواد خجالتزدهاش کنه، گفت: «خب پس چرا زودتر نگفتی؟ بیا، بشین. برات آب میارم.»
بعد بلند شد و رفت توی آشپزخونه. ا.ت روی مبل جمع شد و پتو رو دور خودش پیچید. چند دقیقه بعد مایکی برگشت؛ یه لیوان آب دستش بود و یه بسته تنقلات هم با خودش آورده بود. کنارش نشست و گفت: «اگه چیزی لازم داری بگو، من هستم.»
ا.ت لبخند کمجونی زد. «فقط دلم میخواد یه کم استراحت کنم.»
مایکی شونه بالا انداخت و با لحن سادهای گفت: «پس استراحت کن. مزاحمت نمیشم.»
بعد پتو رو دور ا.ت مرتب کرد و حتی تلویزیون رو هم روشن کرد که یه برنامه پخش بشه و ا.ت سرگرم بشه. مایکی از اونایی بود که زیاد حرف نمیزد، ولی حضورش آدم رو آروم میکرد. بعد چند دقیقه، مایکی یه نگاه کوتاه بهش انداخت و پرسید: «بهتر شدی یا نه؟»
و وقتی ا.ت با یه لبخند کوچیک سر تکون میداد، مایکی هم با همون حال بیخیال و مهربونش میگفت: «دیدی؟ گفتم اوکی میشی. فقط استراحت کن.»
ا.ت اون شب فهمید که نیاز نیست فقط کسی رو برای خوشحالی کنار خودش داشته باشه؛ فقط کافیه یکی کنار آدم باشه، بدون قضاوت، بدون شلوغکاری، با یه دل آروم و یه مراقبت ساده. و مایکی دقیقاً همونجا بود؛ مثل یه دوست واقعی.
ـ پایان.
ــــــــــــــــــ 🎀 𝒱𝒾𝒸𝓉🍪𝓇 🎀 ــــــــــــــــــ
¸„.-•~¹°”ˆ˜¨ 🎀 (◍•ᴗ•◍)✧*。 🎀 ¨˜ˆ”°¹~•-.„¸
#توکیو_ریونجرز #انتقام_جویان_توکیو #انیمه #سناریو #وانشات #تاکمیچی #مایکی #دراکن #باجی #چیفویو #میتسویا #اسمایلی #انگری #اینوپی #سانزو #ران #ریندو #هانما #کیساکی #کازوتورا #ایزانا #شیون_مادارامه #کاکوچو #کوکونوی #سنجو #واکاسا #تاکئومی #هینا #شینیچیرو #آکانه #تایجو #هاکای #توکیو_مانجی_گنگ #تومان #والهالا #بلک_دراگن #بونتن #براهمن #سوریو
,-*'^'~*-.,_,.-*~ 🎀 𝒱𝒾𝒸𝓉🍪𝓇 🎀 ~*-.,_,.-*~'^'*-,
موضوع:«وقتی ا.ت پریـ&ـود میشه.»
کاراکترها:«ســــــــــــانـــــــــــو مانـــــــــجــــــــــیــــــــــــرو.»
ــــــــــــــــــ 🎀 (◍•ᴗ•◍)✧*。 🎀 ـــــــــــــــــ
عصر بود و هوای شیبویا یهجور سنگین و کسلکننده شده بود. ا.ت از صبح حال عجیبی داشت؛ دلدردش آروم نمیشد و هر چند دقیقه یهبار اخماش بیشتر تو هم میرفت. سعی میکرد مثل همیشه عادی رفتار کنه، ولی مایکی همون اول فهمید یه چیزی درست نیست.
مایکی با همون خونسردی همیشگی کنارش نشست و گفت: «چی شده؟»
ا.ت یه نفس عمیق کشید و با صدای آروم گفت: «حالم خوب نیست... فکر کنم پریـ&ـود شدم.»
مایکی یه لحظه ساکت موند، بعد خیلی طبیعی و بدون اینکه بخواد خجالتزدهاش کنه، گفت: «خب پس چرا زودتر نگفتی؟ بیا، بشین. برات آب میارم.»
بعد بلند شد و رفت توی آشپزخونه. ا.ت روی مبل جمع شد و پتو رو دور خودش پیچید. چند دقیقه بعد مایکی برگشت؛ یه لیوان آب دستش بود و یه بسته تنقلات هم با خودش آورده بود. کنارش نشست و گفت: «اگه چیزی لازم داری بگو، من هستم.»
ا.ت لبخند کمجونی زد. «فقط دلم میخواد یه کم استراحت کنم.»
مایکی شونه بالا انداخت و با لحن سادهای گفت: «پس استراحت کن. مزاحمت نمیشم.»
بعد پتو رو دور ا.ت مرتب کرد و حتی تلویزیون رو هم روشن کرد که یه برنامه پخش بشه و ا.ت سرگرم بشه. مایکی از اونایی بود که زیاد حرف نمیزد، ولی حضورش آدم رو آروم میکرد. بعد چند دقیقه، مایکی یه نگاه کوتاه بهش انداخت و پرسید: «بهتر شدی یا نه؟»
و وقتی ا.ت با یه لبخند کوچیک سر تکون میداد، مایکی هم با همون حال بیخیال و مهربونش میگفت: «دیدی؟ گفتم اوکی میشی. فقط استراحت کن.»
ا.ت اون شب فهمید که نیاز نیست فقط کسی رو برای خوشحالی کنار خودش داشته باشه؛ فقط کافیه یکی کنار آدم باشه، بدون قضاوت، بدون شلوغکاری، با یه دل آروم و یه مراقبت ساده. و مایکی دقیقاً همونجا بود؛ مثل یه دوست واقعی.
ـ پایان.
ــــــــــــــــــ 🎀 𝒱𝒾𝒸𝓉🍪𝓇 🎀 ــــــــــــــــــ
¸„.-•~¹°”ˆ˜¨ 🎀 (◍•ᴗ•◍)✧*。 🎀 ¨˜ˆ”°¹~•-.„¸
#توکیو_ریونجرز #انتقام_جویان_توکیو #انیمه #سناریو #وانشات #تاکمیچی #مایکی #دراکن #باجی #چیفویو #میتسویا #اسمایلی #انگری #اینوپی #سانزو #ران #ریندو #هانما #کیساکی #کازوتورا #ایزانا #شیون_مادارامه #کاکوچو #کوکونوی #سنجو #واکاسا #تاکئومی #هینا #شینیچیرو #آکانه #تایجو #هاکای #توکیو_مانجی_گنگ #تومان #والهالا #بلک_دراگن #بونتن #براهمن #سوریو
,-*'^'~*-.,_,.-*~ 🎀 𝒱𝒾𝒸𝓉🍪𝓇 🎀 ~*-.,_,.-*~'^'*-,
- ۸.۱k
- ۰۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط