{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

معجزه من

معجزه من
پارت۴۱

(فلش به روز عقد)

عاقد: دوشیزه خانوم النا قاسمی میتونم شمارو به عقد دائمی و همشیگی اقا رامتین حیدری دربیارم؟
مهگل: عروس خانوم رفته گل بچینه
عاقد: به سلامتی باشه برای بار دوم میگویم دوشیزه النا قاسمی میتونم شمارو به عقد دائمی و همشیگی اقای رامتین حیدری دربیارم؟
مهگل: عروس خانم زیرلفظی میخواد(نمدونم درست گفتم یانه)

رامتین یک ست طلا گرفته بود و داد به النا

النا: مرسی(اروم)
عاقد: برای بار سوم میگویم دوشیزه النا قاسمی میتونم شمارو به عقد دائمی و همشیگی اقای رامتین حیدری دربیارم؟
النا: با اجازه پدرمادرم و بزرگ ترها بله

گیلیییگلییییییییییییییییییییییی

عاقد: اقای رامتین حیدری میتونم شمارو به عقد همشیگی و دائمی بانو النا قاسمی دربیارم؟
رامتین: بله

(شب)
(النا)

شب خونه مهگل همه دعوت بودن خیلی خوابم میبود رامتین  ک از موقع ک عقد کرده بودیم حتی پیشم نیومده بود،دیگ شام خوردیم مهمون ها رفتن مامانم بوسم کرد رامتین نذاشت ک برم خونه

النا: مهگل اینقدر ک خوابم میاد ک الان میتونم همنجا بخوابم
مهگل: بزار برم پایین برای تو رامتین تشک پهن کنم
النا: برای منو رامتین؟جای هم بخوابیم؟
دیدگاه ها (۵)

#رد_خون_و_بوسه7لارا:بعد برسیه لوییز رفتم بخش اورژانس که شخص ...

معجزه من پارت ۲۳ رامتین:مهگلمهگل:جانم داداش رامتین:به اصلان ...

معجزه من پارت ۴۵ (النا) بیدار شدم ک خیلی پاهام درد میکرد و ک...

معجزه من پارت ۳۷ النا: سلام رامتین: علیک سلام یک نگاهی بهم ک...

معجزه من پارت ۱۷ (النا)رفتیم پارک من ک تو خودم بود تو فکر ای...

معجزه من پارت۷ با اون دختره رفتیم تو خونه ک برام چای ریخت رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط