♡ ماه سفید من ♡

♡ ماه سفید من ♡
پارت : ۲

تهیونگ ویو :
چند روزیه از یه دختره خوشم میاد  داشتم تعقیبش میکردم که دیدم رفت توی کافه منم رفتم تو اما هرچی گشتم پیداش نکردم که یهو اومد پیشم
ا/ت: سلام چی میل دارید ؟

ا/ت ویو :
رفتم پیش منشی
ا/ت : ببخشید من از کجا شروع کنم؟
👩‍💼 : میتونی از اونجا شروع کنی اول سفارش اون آقا و بگیر بعد هم براش ببر
ا/ت : چشم ‍
👩‍💼 : آها راستی بعدش ظرف هارو بشور
ا/ت : چشم
رفتم سر میز که خانم منشی گفت
ا/ت : چی میل دارید ؟
تهیونگ :.....
ا/ت : آقا !

تهیونگ ویو :
محو خوشگلی شده بودم مثل ماه درخشان ، می‌درخشید و هیچ صدایی نمیشنیدم تا اینکه گفت
ا/ت : آقا !
که یهو به خودم اومدم دیدم با تعجب داره به من نگاه میکنه
تهیونگ : من منتظر کسی هستم صبر میکنم بیاد بعد باهم سفارش میدیم
ا/ت : باشه

ا/ت ویو :
گفت منتظر کسیه منم گفتم باشه و رفتم سمت ظرف شویی که ظرف هارو بشورم که یهو گوشیم زنگ خورد هانا بود
( آغاز مکالمه )...ادامه دارد
دیدگاه ها (۰)

(دلداده) ♡جونگکوک: (گوشی رو جواب داد) الو؟ لارا: کوکیییییی ک...

پارت ۴ (سرنوشت)

True Love②③فردا(شب) تهیونگصدای زنگ در رو شنیدمو رفتم در رو ب...

My Boy❄

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۹یهو دیدم صدای پا یکی اومد م...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

دختر تنها________________________________ ویو ا/ت: داشتم با ...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط