سناریو مایکی

خب سلاممم‌ بریم تک پارتی شایدم دو پارتی از مایکی
ژانر:غمگین و از دشمنان تا عاشقان
اسم‌ شما: کیانا
سن شما:۱۵
سن مایکی:۱۷
پارت یک
۳.
۲.
۱.
اکشنننن😺(راستی می‌خوام هنر کنم کتابی بنویسم🤓😃)

باران آرام روی پشت بام های شهر می‌بارید و نور نئون خیابان هارا به رنگ های صورتی و آبی میکشید .
کیانا دست هایش را در جیب کت فرو کرده بود و با اخم به مردی که روبرویش ایستاده بود نگاه می کرد.(مایکی)
مایکی دشمنش بود..... دشمنی که همیشه یک قدم ازش جلو تر بود.
مایکی لبخند کجی زد و یک قدم به کیانا نزدیک تر شد.

مایکی:بازم دیر رسیدی....
کیانا چشم هایش را تنگ کرد و گفت:
کیانا: حداقل من مثل تو نصف شهر رو به هم نمیریزم...
مایکی شانه بالا انداخت ...انگار حرفش اهمیتی نداشت.....اما نگاهش....برای اولین بار بیش از حد آرام بود.
باد سردی وزید و چند تار مو روی صورت کیانا ریخت کیانا قبل از اینکه بتواند موهایش را کنار بزند مایکی دستش را بالا آورد و آرام موهایش را پشت گوشش برد.

کیانا: لمسم نکن!!

مایکی:(خندیدن): پس چرا قلبت انقدر تند میزنه؟!
کیانا لحظه ای مکث کرد...و در دلش گفت(لعنت...اون همیشه همین کار را میکند نزدیک میشود و مرز هارا بهم میریزد...)

کیانا:(با صدای آرام):تو هنوز دشمن منی عوضی....(داداششش ما آرزو داریم مایکی رو ببینیممم بعد این یارووو ناز می‌کنه واسه مایکیییی)
مایکی خم شد...صورتش فقط چند سانتی متر با صورت کیانا فاصله داشت.

مایکی:(با صدای آرام و بم):اره....ولی اعتراف کن دشمن جالبی هستم
کیانا میخواست عقب بره ...اما پشتش به دیوار خورد . مایکی دستش را دو طرفه دیوار گذاشت و راه فرار کیانا رو بست .
باران شب روی شانه هایشان می‌ریخت و بوی خنک شب بینشان پیچید .
چشم هایشان چند ثانیه در هم قفل شد و.....

اححح دستممم ....پشمام چقدر ادبی نوشتم...خب می‌دونم ریدم باییی😃🤓
دیدگاه ها (۴۴)

پارت 2

ادامه سناریو

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_23فصل دوازدهم |...

جنگل نفرین شده پارت ۱۸

جونگ‌کوک دست‌هایش را داخل جیبش گذاشت و آرام راه افتاد.هوا سر...

𝖕𝖆𝖗𝖙12سوهو همان شب دوباره سراغش آمد.مارال در اتاقش بود. داشت...

معاملهp28جونگ‌کوک ساعت هشت صبح از خواب بیدار شد.چند لحظه به ...

دختری که مایکی رو کنجکاو کرد پارت۴

داستان

صبح روز بعد، وقتی بیدار شدم، مایکی کنار پنجره ایستاده بود.پی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط