{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
موج آرام نگاهت لاف دریارا شکست
ازحصار شب گذشت و مرز فردا را شکست

غم برروی شانه هایم سالها لم داده بود
مهربانیهای تو، قندیل غمهایم شکست ..
دیدگاه ها (۵)

صدای باز شدن در آمد.تو روی مبل لم داده بودی، با چند تا کیسه‌...

از دشمنان تا عاشقان

آن شب، برای اولین بار سوار ماشین مایکی شدم.داخل ماشین سکوت ع...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۶۸: ملاقات نصفه‌شبقصر شب‌ها عجیب ساکت می‌ش...

ازدواج پر حاشیه من☆پارت ۷☆{اسلاید دو انگشترا}ویو ا/ت:صبح ساع...

سایه‌روشنِ نیمهِ شب.صدایِ تیک‌تاکِ ساعتِ دیواری، تنها صدایی ...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹¹هوا کاملاً تاریک شده بود و باران ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط