.

.
.
موج آرام نگاهت لاف دریارا شکست
ازحصار شب گذشت و مرز فردا را شکست

غم برروی شانه هایم سالها لم داده بود
مهربانیهای تو، قندیل غمهایم شکست ..
دیدگاه ها (۵)

صدای باز شدن در آمد.تو روی مبل لم داده بودی، با چند تا کیسه‌...

آن شب، برای اولین بار سوار ماشین مایکی شدم.داخل ماشین سکوت ع...

از دشمنان تا عاشقان

سایه‌روشنِ نیمهِ شب.صدایِ تیک‌تاکِ ساعتِ دیواری، تنها صدایی ...

از همان روز اولی که باجی را دیدی، فهمیدی قرار نیست هیچ‌چیز د...

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

مرگ در اغوش معشوقه خود

معاملهp31ویو — یک‌ماهگی کیارشیک ماه از تولد کیارش گذشته بود....

ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ߊ‌ܝ̇‌ ܝ‌ࡅ࡙ࡍ߭ ܥ‌‌ܝ‌ܟܿࡐ‌ߊ‌ܢܚࡅ߳ܨ(اینجا رین دوست پ...

پارت بیست و دوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط