پارت ۱

ا/ت ویو
امروز وقت عکسبرداری داشتم منیجرم جونگ سوک رو صدا کردم تا برنامه مو بهم بگه
ا/ت: جونگ سوکااااااا  بیا (با منیجرش صمیمیه)
جونگ سوک: بله ا/ت(جونگ سوک ۳۰ سالشه)
ا/ت: اوپا عکس برداریم ساعت چنده؟
جونگ سوک: ساعت ۳:۴۰ بعد از ظهر
ا/ت:کوماو(ممنون)اوپا
از زبان راوی
ا/ت یک حموم ۱۰ دقیقه رفت و موهاشو سشوار کرد شد ساعت ۲ و نیم رفت لباسشو پوشید(اسلاید دوم) و با منیجرش رفت(لباس منیجرش اسلاید سوم)
راه افتادیم
ا/ت: دورررر بزنننن
جونگ سوک:  یا کامجاگیا(ترسیدم)
ا/ت: برگرد تافی ام میخوام ببرم
جونگ سوک:  باشه چون زود راه افتادیم میتونیم تافی هم برداریم
برگشتیم تافی رو برداشتیم و راه افتادیم (عکس تافی تو خود عکس فیک هست سمت چپ یونگی) 
۱۰ دقیقه بعد
خب رسیدیم
وارد شدیم یهویی اعضای بی تی اسو دیدم سلام کردم
جونگ سوک: آخخخخخ(داد)
ا/ت: چیه تیر خوردی حمله عصبی بهت وارد شدد چتهههه (با حالت نگران)
جونگ سوک: یادم رفت بهت بگم اعضای بی تی اسم اینجان و اینکه به شوگا عکس برداری داری
ا/ت: زهر مار این که همچین اخی نداره 😑
یونگی و ا/ت رفتن لباساشون پوشیدن (لباس ا/ت اسلاید چهار لباس یونگی اسلاید پنج)



ببخشید کم بود خوابم نمیبرد اینو نوشتم خوابم ببره❤🌹
دیدگاه ها (۰)

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

🖤 عروس مافیا | پارت دومعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۹ شبا/ت وارد ات...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟡: ساختمان قدیمیساعت پنج و پنجاه و پنج دقیق...

تکپارتی جونگ کوک

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

فاصله یک لبخند تا جنون

Forbidden love⑥کوک: بیا یه لحظها/ت: باید برمبی‌اغتنا به حرفش...

درخواستی هاوکس

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

🖤 OBSESSION | وسواسپارت بیست‌ودوم: خانه‌ای که نباید وجود می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط