هفت شب-پارت¹⁴
"ده دقیقه بعد-عمارت"
سوکجین هیونگ ماشینو آورد داخل حیاط و از ماشین پیاده شدیم و سمت عمارت رفتیم..
پایان ویو تهیونگ«نامجون»
نامی:دوستان،، اصن حواستون هست ما دوتا جعبه چشم توی صندوق داریم!؟
سوکجین زد توی سرش:فاک راست میگهههه
هوسوک:*خنده..حالا ک یادت اومد خودت بیارش
جیمین:ن.نمیخواد*سعی در پاره نشدن..من میارمش..
کوک ب جیمین نگاه کرد و خندید بعدم بقیه شروع کردن خندیدن
نامی:ب.به چی میخندین
کوک:هیچی نه هیچی*خنده..
تهیونگ همونجوری ک میخندید اومد و به داخل هولم داد
+نههه بگو به چی میخندیدینننن
رفتیم داخل عمارت جیمین و کوکم رفتن جعبه هارو بیارن..
ویو جیمین
رو ب کوک:+به جان خودم میدادیم نامجون هیونگ جعبه هارو بیاره همشو یا بسته بندی موادو خراب میکرد یا جعبه هارو بفاک میداد*خنده
+پارممممم*خنده
در صندوق و باز کردم و با چیزی ک دیدم موهای تنم سیخ شد
همونجوری وایستادم به صندوق نگاه کردم ک کوک اومد کنارم
+چته؟ جنازه دیدی؟*خنده..
بعدش اونم به صندوق نگاه کرد و سه متر پرید هوا:+واییی زهره ام ترکییددد
دختره بیهوش شایدم مرده توی صندوق بود..همه جاشم خونی بود..
کوک:مرده؟
+هیچ ایده ای ندارم..بیا ببریمش داخل..
کوک جعبه هارو برداشت منم دختره رو بغل کردم و به داخل عمارت رفتیم
پایان ویو جیمین
نامی:یاااا من شاید خرابکار باشم ولی دلیل نمیشه نتونم دوتا جعبه رو بیارمممم
همه:*خنده..
شوگا:تو یه مخرب ساده نیستی..تو خدای خرابکاری هستی مرد*خنده
همینجوری داشتن بهم میخندیدن ک کوک و جیمین اومدن..(دوستان اومدن و پشت جین ان..اوک؟)
جین همونجوری ک میخندید برگشت و بعد دیدن اون دوتا پرید رو کاناپه
سوکجین:یا خدا این چیه آوردین
«مود من: ماهی مرده🤣
آخه این چه سوالیهههه🤌🏼😂😐💔
سوکجین هیونگ ماشینو آورد داخل حیاط و از ماشین پیاده شدیم و سمت عمارت رفتیم..
پایان ویو تهیونگ«نامجون»
نامی:دوستان،، اصن حواستون هست ما دوتا جعبه چشم توی صندوق داریم!؟
سوکجین زد توی سرش:فاک راست میگهههه
هوسوک:*خنده..حالا ک یادت اومد خودت بیارش
جیمین:ن.نمیخواد*سعی در پاره نشدن..من میارمش..
کوک ب جیمین نگاه کرد و خندید بعدم بقیه شروع کردن خندیدن
نامی:ب.به چی میخندین
کوک:هیچی نه هیچی*خنده..
تهیونگ همونجوری ک میخندید اومد و به داخل هولم داد
+نههه بگو به چی میخندیدینننن
رفتیم داخل عمارت جیمین و کوکم رفتن جعبه هارو بیارن..
ویو جیمین
رو ب کوک:+به جان خودم میدادیم نامجون هیونگ جعبه هارو بیاره همشو یا بسته بندی موادو خراب میکرد یا جعبه هارو بفاک میداد*خنده
+پارممممم*خنده
در صندوق و باز کردم و با چیزی ک دیدم موهای تنم سیخ شد
همونجوری وایستادم به صندوق نگاه کردم ک کوک اومد کنارم
+چته؟ جنازه دیدی؟*خنده..
بعدش اونم به صندوق نگاه کرد و سه متر پرید هوا:+واییی زهره ام ترکییددد
دختره بیهوش شایدم مرده توی صندوق بود..همه جاشم خونی بود..
کوک:مرده؟
+هیچ ایده ای ندارم..بیا ببریمش داخل..
کوک جعبه هارو برداشت منم دختره رو بغل کردم و به داخل عمارت رفتیم
پایان ویو جیمین
نامی:یاااا من شاید خرابکار باشم ولی دلیل نمیشه نتونم دوتا جعبه رو بیارمممم
همه:*خنده..
شوگا:تو یه مخرب ساده نیستی..تو خدای خرابکاری هستی مرد*خنده
همینجوری داشتن بهم میخندیدن ک کوک و جیمین اومدن..(دوستان اومدن و پشت جین ان..اوک؟)
جین همونجوری ک میخندید برگشت و بعد دیدن اون دوتا پرید رو کاناپه
سوکجین:یا خدا این چیه آوردین
«مود من: ماهی مرده🤣
آخه این چه سوالیهههه🤌🏼😂😐💔
- ۴.۶k
- ۱۷ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط