«خر نشو بچه»! تکیه‌کلام‌ش بود. گاهی وقت‌ها هم که موضوع بی

«خر نشو بچه»! تکیه‌کلام‌ش بود. گاهی وقت‌ها هم که موضوع بیخ پیدا می‌کرد می‌گفت: «خر نشو الاغ»! راست می‌گفت. حکماً سخت‌ترین کار زندگی همین است. خر نشدن! این‌که نگذاری عشق و احساس‌ت افسار عقل را دست بگیرند و ببرند به ناکجاآباد. آن هم توی جوانی. وقتی که هنوز خیلی کارها مانده که باید به تنهایی انجام بدهی و خیلی تجربه‌ها. وقتی که نباید به این زودی‌ها خودت را و ذهن‌ت را درگیر کنی و تسلیم این احوالات شوی. اما چه می‌شود کرد؟؟گاهی وقت‌ها به رفیق با درک و معرفتی نیاز می‌شود که توی سکرات پیچیده‌ی عشق و عاشقی تو را به هوش بیاورد؛ جلوت بایستد، تکان‌ت بدهد و محکم بگوید: خر نشو بچه! خر نشو الاغ! #nila 💛 #zara 💙
دیدگاه ها (۲)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

بونتن — «آهنگی که برای مایکی خوانده شد»بار، طبق معمول، پر از...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒بخش دوم | چیزی که دیگر نمی‌شود پنهانش کردچند هفته ا...

ددی خون آشام من

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 6 | صفحه‌ای که باید نوشته می‌شدچند روز از جشن دان...

فاصله یک لبخند تا جنون

فیک جونگکوک

و قلبم دوباره تپیدpart: 9«آخر» ...

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت دوم | «رازی که نباید فاش می‌شد»ا/ت ...

اسم داستان :{{پریود شدن در کلاس معجون سازی با پرفسور اسنیب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط