‌ دزده میره بانک برای دزدی؛

‌ دزده میره بانک برای دزدی؛
کارش که تموم میشه رومیکنه به یکی از مشتریا میگه:تو دیدی من دزدی کردم؟
طرفم میگه آره!
دزدم با اسلحه میکشتش!
بعد دزده، رو میکنه به یه زن و شوهر
میگه: شما دیدین من دزدی میکردم؟
مرده میگه: نه آقا من ندیدم ولی زنم دید.
:)))))
دیدگاه ها (۶)

Do I love him, or do I hate him?p:⁵_استرس زیادی ازت میباره +...

(ساعت ۳:۳۵ دقیقه پایگاه امنیتی)آنیا :داری چیکار میکنی لیا ؟ل...

دختر ماه و پسر خورشید ادامه پارت دوم

سناریو ایزانا

پارت ۳۳ یونا:آخ سرم لعنتی اینجا کجاست ؟تانر :بالاخره بیدار ش...

پارت 35 رمان عشق مدرسه ای⭐و وقتی لیسا اون صحنه رو دید با شتا...

..عشق تلخ.داستان از کجا شروع میشه یه روز مثل همیشه برای کار ...

پارت 26 رمان عشق مدرسه ای جونگین: اگه جرعت داری یکیو تو جمع...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p26ویو  اترسیده بودیم عم...

My lovely neighbor part : 79

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط