تیغ گیر کرده لای دستام من این بالاا تو اون پایین

تیغ گیر کرده لای دستام من این بالاا تو اون پایین
نگاهم به چشمااات
داد میزنمم
با صدای بلند
همه متوجه من این بالا میشن
جیغو داد میزنن که بیام پایین
به پلیس اتش نشانی اوژانس زنگ میزنن
سعی دارن بهم نزدیک بشن
هنوزم داد میزنمم
میگم هنوزم دوستت دارم
هنوزم رو غیرت دارم
هنوزم میخوامت
هنوزم بگی برگردیم برمیگردم
هنوزم شبا با عکسات میخوابم
لعنتیی هنوزم عاشقتم
تو اون پایینی، منو میبینی
منی که درحالِ خون بالا اوردنم
منی که تموم بدنم اون بالا داره خون میباره
میوفتی رو زمین، اسممو صدا میزنی
بلند، خیلی بلندد، بلند تر
پلیسا میان سمتم که منو بگیرن نجاتم بدم ولی
قرصارو میخورم، بیشتر میخورم، که نجاتم ندن، که زندگی نکنم
دارم از این بالا میوفتم
برای اخرین بار نگاهت میکنم
امان از چشمات، امان از صدات
برای اخرین بار صدام میزنی
سقوت کردم
با دو میای سمتم ولی جلوتو میگیرن
میشینی رو زمین، گریه میکنی
تویی که گریه کردن واست معنی نداشت
#دلنوشته‌هام
دیدگاه ها (۳)

Enemys Embrsce [ part ادامه ۳۴ ]

### ⏳ پارت پنجم: رازِ زیرزمینتیزیِ دندون‌هاش رو حس کردم... د...

چند پارتیپارت ۲سه روز بود که در آن اتاقِ لعنتی حبس بود. فضای...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹⁵درحال بررسی بمب بودم که یهو صدای دوی...

★سکوت....p¹قلبم درد میکنه...خیلی قلبم درد میکنه!عشق یک طرفه؟...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹³ویو روزالین__________ا...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁴²ویو میکا_____اشک تو چش...

لبخند بزنی و فرار کنی از خود واقعیت از حال واقعیت از شرایط م...

سناریو هنتای : وسوسه ی دارچینی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط