{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ سیره عملی سردار شهید ((حاج محمد ابراهیم همت))

‍ سیره عملی سردار شهید ((حاج محمد ابراهیم همت))


سر تا پاش خاکی بود. چشم‌هاش سرخ شده بود؛ از سوز سرما. دو ماه بود ندیده بودمش.
- حداقل یه دوش بگیر، یه غذایی بخور. بعد نماز بخون.
سر سجاده ایستاد. آستین‌هاش را پایین کشید و گفت:«من با عجله اومدم که نماز اول وقتم از دست نره.»
کنارش ایستادم. حس می‌کردم هر آن ممکن است بیفتد زمین. شاید این‌جوری می‌توانستم نگهش دارم.

#شهیدهمت_رایادکنید_باذکرصلوات
#ادامه_دارد...

🍃 💟 @loveshohada28
#الـلـه_اڪبـر
دیدگاه ها (۲)

‍ ‍ سیره عملی سردار شهید ((حاج محمد ابراهیم همت)) سر تا پاش...

حاج محمد ابراهيم همتبِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْسر ت...

خاکریز خاطراتسر تا پاش خاکی بود. چشم‌هاش سرخ شده بود؛ از سوز...

🔴 نیمه سایبری 🔵 :سر تا پاش خاکی بود. چشم‌هاش سرخ شده بودگ...

خاطرات مخلصینسر تا پاش خاکی بودچشماش سرخ شده بود از سوز سرما...

•🌼✨••💌•خاطره ای از شهید محمدابراهیم همتسرتا پاش خاکی و چشماش...

‍ سیره عملی سردار شهید ((حاج محمد ابراهیم همت)) چشم از آسما...

‍ سیره عملی سردار شهید ((حاج محمد ابراهیم همت)) رفته بود سر...

‍ سیره عملی سردار شهید ((حاج محمد ابراهیم همت)) طلائیه بودی...

‍ سیره عملی سردار شهید ((حاج محمد ابراهیم همت)) پیشانیش از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط