{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ ‍ سیره عملی سردار شهید ((حاج محمد ابراهیم همت))

‍ ‍ سیره عملی سردار شهید ((حاج محمد ابراهیم همت))


سر تا پاش خاکی بود. چشم‌هاش سرخ شده بود؛ از سوز سرما.دو ماه بود ندیده بودمش.
- حداقل یه دوش بگیر، یه غذایی بخور. بعد نماز بخون.
سر سجاده ایستاد. آستین‌هاش را پایین کشید و گفت:«من با عجله اومدم که نماز اول وقتم از دست نره.»
کنارش ایستادم. حس می‌کردم هر آن ممکن است بیفتد زمین؛شاید این‌جوری می‌توانستم نگهش دارم.
دیدگاه ها (۱)

پارت: 21 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*قلبم یه ضربان رو جا انداخت...

پارت ۳

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 51 " " ویو پارک جیمین ...

«رایحه پنهان»صبح‌ها، جونگ‌هیون همیشه قبل از بقیه بیدار می‌شد...

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽p3تهیونگ کمی جلو رفت. از گوشه چشم نگاهی ...

پارت ۲۹

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²⁵ویو: اتصبح با صدای زنگ گوشی بیدا...

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

چند پارتی جونگ کوک وقتی استادت بود

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط