{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی میرین خونه مامان و بابات

وقتی میرین خونه مامان و بابات

شوتارو: نشسته با بابات حرف میزنه
÷چه داماد خوبی کاش بجای ا. ت تو بچم بودی (😐)

اونسوک: ساکت نشسته اما همین که لبخند میزنه صدا همه در میاد
×اووووو ا. ت لبخند شوهرت چقدر جذابه
+خودم میدونم عزیزم

سونگچان:
اگه بگم مثل بچه ادم نشسته دروغ گفتم
با داداشت نقشه ریخته دارن روت کرم میریزن
~از دومادمون یاد بگیر نگاه کن چه داداش جذابی پیدا کردم

وونبین:
مخ مامانت رو زده
مامانتم بهش از اون خوراکی هایی که هیچ وقت به تو نداده
به اون میده

سونگهان:
مثل بچه ادم نشسته اصلا هم حرف نمیزنه

سوهی:
از اونجایی که یک کلمه هم نمیفهمه چی میگین شما براش مثل فیلم سینمایی شدین شیر پفیلا اورده داره نگاه میکنه و میخوره

انتون:
از اون جایی که خجالتیه یک کلمه هم حرف نمیزنه و خیلی معصوم نشسته
_هی دختر داماد دسته گلم رو اذیت نکنی فهمیدی
+(ا. ت توی ذهنش این این من و کشته)

امید وارم که خوشتون بیاد ناناسام ♡♡
دیدگاه ها (۷)

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟻| چرا ناراحتی؟صبح روز بعد، حیاط دانشگاه شلوغ‌تر ...

P24سوار ماشین جیمین شد،جیمین با لبخند نگاهی به تیپ ا/ت انداخ...

ریاکشن

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 6 | صفحه‌ای که باید نوشته می‌شدچند روز از جشن دان...

سلام بلوبری سناریو جدید و درخواستی

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

𓆩 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 𓆪پارت اول | «دخترِ انسانی»ا/ت از همون لحظه‌...

stolen

p24²عروس فراریولی این جعبه کاملا سالمه ریندو کاکوچو هم جعبه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط