عمارت اون مافیای ترسناک. پارت۱۵
عمارت اون مافیای ترسناک پارت ۱۵
ات: آره عاشق شدم من و یول و یونا کلاس A بودیم و اون پسر برای کلاس B بود هم سن هم بودیم ، ما اینجوری آشنا شدیم که اون روز سه تا دختر که سر دستشون هیونا همونی که باعث شد من نتونم ادامه بدم درسو دانشگاه بود ، چون بهشون تقلب نرسوندم سر امتحان داشتن اذیتم میکردن همیشه تو اینجوری مواقع یول و یونا پیشم بودن اما اونا اون روز زود تر رفته بودن خونه و کسی نبود کمکم کنه هیونا هلم داد و نزدیک بود بیوفتم که یکی دستم رو کشید و افتادم تو بغلش واقعا خیلی عضله ای و قد بلند بود خیلی کراش بود همین موقع من رو کاملا تو بغلش فرو برد و سرم رو گذاشت رو سینش با یکی از دستاش کمرم رو گرفت و با اون یکی دستش مو های هیونا رو کشید و با یک صدای بم گفت از جلو چشمم گمشید
اونا سریع رفتن بعد که اونا رفتن من رو از بغلش به آرومی بیرون آورد و
گفت: حالت خوبه ؟
ات: من خوبم خیلی ازتون ممنونم که کمکم کردین
اون پایین پاهام نشست و بند کفشم رو بست و دستش زو روی غوزک پام
ات: آخ
گفت: درد میکنه نه
ات: اره🥺
تو یک حرکت من رو براید استایل بغل کرد
ات:منو بزار زمین
گفت:نه کوچولو پاهات درد میکنه نباید روشون راه بری
ات: چه جوری میتونم لطفت رو جبران کنم؟
گفت: باهام قرار بزار
ات: چییییییی(تعجب)
گفت: فکر کردی من همین جوری یکی رو دیدم و بهش کمک کردم خانم خوشگله من یک ساله تو رو میشناسمت اولین باری که دیدمت تو فروشگاه بود تو اونجا صندوق دار بودی میشه گفت من اون لحظه عشق در نگاه اول رو تجربه کردم یک ساله همیشه حواسم بهت هست و روز به روز علاقم بهت بیشتر میشه من واقعا خیلی عاشقتم بهت قول میدم اگه در های قلبت رو روی من باز کنی نزارم یه مگس اذیتت کنه
ات: ولی من تو رو نمیشناسم
گفت: خب بیا آشنا بشیم من که تو رو کاملا میشناسم ژارلی ات و...
من هم هیون شیک هستم و مال کلاس B هستم شاگر اولم و پولدارم جذاب هم هستم دیگه چی میخوای خانم خوشگله
ات: ولی خب شاید اخلاق ما به هم نسازه
هیون شیک: خب باشه ۱ ماه بهت وقت میدم تو این یک ماه با اخلاقم آشنا شو
خلاصه بچه ها ۱ ماه گذشته و من روز به روز بیشتر عاشق هیون شیک میشدم من واقعا جونمم براش میدادم اونم همین طور به هم اعتراف کرده بودیم و یک سال گذشته الان هر دومون ۲۰ ساله بودیم روز ها خیلی خوب میگذشت اما... اما یه روز فهمیدم اون مافیا هست یکی از بزرگ ترین مافیا ها راستش نمیدونم چرا ولی خب فکر کنم دشمن هیون شیک بود عکساش وقتی کسی رو کشته بود و... واسم فرستاد و گفت دوست پسرت مافیاست اونو خوب نشناختی
من واقعا خیلی ترسیده بودم من نمیخواستم با یه مافیا باشم واقعا نمیخواستم واسه همین به یه بهونه ی الکی و خیلییی مسخره باهاش بهم زدم و از همه جا بلاکش کردم ولی ول کن نبود همیشه از شماره های دیگه ای پیام میداد واسم گل میفرستاد نامه های عاشقانه پشت در خونم مینشست و اهنگ مورد علاقم رو واسم میخوند من میخواستم بهش برگردم اون روز ، هوا بارونی بود هیون شیک خیلی بارون رو دوست داشت من رفتم شرکتش اما گفتن رفته سفرکاری و هفته ی بعد میاد هفته ی بعد برگشتم دوباره گفتن نیست خلاصه ۱ سال مرتب دنبالش گشتم اما نبود آب شده بود رفته بود تو زمین ( ات از جایی که دوباره گفتن نیست زده بود زیر گریه و اخر هاش شروع به هق هق کرده بود)
* یول بلند شد و رفتن کنار ات و بغلش کرد و دستش رو کشید رو موهاش ( نازش کرد)
یول: اشکای خوشگلت رو هدر نده اشکالی نداره این همه پسر رو کره وجود داره تو حتما گیر دادی به این پسر
ات با گریه و هق هق گفت: یادته به بار گفتی بهم عاشق یه دختر شدین اما دختره عاشق یکی دیگس تو هنوزم خیلی دوستش داری این همه دختر تو کره هستش چرا ول کنش نیستی ؟؟(^__________^)
* یول ساکت شد
شرط نداریم خوشگلا ولی حمایت کنید باشه؟♥️
ات: آره عاشق شدم من و یول و یونا کلاس A بودیم و اون پسر برای کلاس B بود هم سن هم بودیم ، ما اینجوری آشنا شدیم که اون روز سه تا دختر که سر دستشون هیونا همونی که باعث شد من نتونم ادامه بدم درسو دانشگاه بود ، چون بهشون تقلب نرسوندم سر امتحان داشتن اذیتم میکردن همیشه تو اینجوری مواقع یول و یونا پیشم بودن اما اونا اون روز زود تر رفته بودن خونه و کسی نبود کمکم کنه هیونا هلم داد و نزدیک بود بیوفتم که یکی دستم رو کشید و افتادم تو بغلش واقعا خیلی عضله ای و قد بلند بود خیلی کراش بود همین موقع من رو کاملا تو بغلش فرو برد و سرم رو گذاشت رو سینش با یکی از دستاش کمرم رو گرفت و با اون یکی دستش مو های هیونا رو کشید و با یک صدای بم گفت از جلو چشمم گمشید
اونا سریع رفتن بعد که اونا رفتن من رو از بغلش به آرومی بیرون آورد و
گفت: حالت خوبه ؟
ات: من خوبم خیلی ازتون ممنونم که کمکم کردین
اون پایین پاهام نشست و بند کفشم رو بست و دستش زو روی غوزک پام
ات: آخ
گفت: درد میکنه نه
ات: اره🥺
تو یک حرکت من رو براید استایل بغل کرد
ات:منو بزار زمین
گفت:نه کوچولو پاهات درد میکنه نباید روشون راه بری
ات: چه جوری میتونم لطفت رو جبران کنم؟
گفت: باهام قرار بزار
ات: چییییییی(تعجب)
گفت: فکر کردی من همین جوری یکی رو دیدم و بهش کمک کردم خانم خوشگله من یک ساله تو رو میشناسمت اولین باری که دیدمت تو فروشگاه بود تو اونجا صندوق دار بودی میشه گفت من اون لحظه عشق در نگاه اول رو تجربه کردم یک ساله همیشه حواسم بهت هست و روز به روز علاقم بهت بیشتر میشه من واقعا خیلی عاشقتم بهت قول میدم اگه در های قلبت رو روی من باز کنی نزارم یه مگس اذیتت کنه
ات: ولی من تو رو نمیشناسم
گفت: خب بیا آشنا بشیم من که تو رو کاملا میشناسم ژارلی ات و...
من هم هیون شیک هستم و مال کلاس B هستم شاگر اولم و پولدارم جذاب هم هستم دیگه چی میخوای خانم خوشگله
ات: ولی خب شاید اخلاق ما به هم نسازه
هیون شیک: خب باشه ۱ ماه بهت وقت میدم تو این یک ماه با اخلاقم آشنا شو
خلاصه بچه ها ۱ ماه گذشته و من روز به روز بیشتر عاشق هیون شیک میشدم من واقعا جونمم براش میدادم اونم همین طور به هم اعتراف کرده بودیم و یک سال گذشته الان هر دومون ۲۰ ساله بودیم روز ها خیلی خوب میگذشت اما... اما یه روز فهمیدم اون مافیا هست یکی از بزرگ ترین مافیا ها راستش نمیدونم چرا ولی خب فکر کنم دشمن هیون شیک بود عکساش وقتی کسی رو کشته بود و... واسم فرستاد و گفت دوست پسرت مافیاست اونو خوب نشناختی
من واقعا خیلی ترسیده بودم من نمیخواستم با یه مافیا باشم واقعا نمیخواستم واسه همین به یه بهونه ی الکی و خیلییی مسخره باهاش بهم زدم و از همه جا بلاکش کردم ولی ول کن نبود همیشه از شماره های دیگه ای پیام میداد واسم گل میفرستاد نامه های عاشقانه پشت در خونم مینشست و اهنگ مورد علاقم رو واسم میخوند من میخواستم بهش برگردم اون روز ، هوا بارونی بود هیون شیک خیلی بارون رو دوست داشت من رفتم شرکتش اما گفتن رفته سفرکاری و هفته ی بعد میاد هفته ی بعد برگشتم دوباره گفتن نیست خلاصه ۱ سال مرتب دنبالش گشتم اما نبود آب شده بود رفته بود تو زمین ( ات از جایی که دوباره گفتن نیست زده بود زیر گریه و اخر هاش شروع به هق هق کرده بود)
* یول بلند شد و رفتن کنار ات و بغلش کرد و دستش رو کشید رو موهاش ( نازش کرد)
یول: اشکای خوشگلت رو هدر نده اشکالی نداره این همه پسر رو کره وجود داره تو حتما گیر دادی به این پسر
ات با گریه و هق هق گفت: یادته به بار گفتی بهم عاشق یه دختر شدین اما دختره عاشق یکی دیگس تو هنوزم خیلی دوستش داری این همه دختر تو کره هستش چرا ول کنش نیستی ؟؟(^__________^)
* یول ساکت شد
شرط نداریم خوشگلا ولی حمایت کنید باشه؟♥️
- ۱۱.۶k
- ۲۱ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط