یارت 4
تانجیرو :وقتی از خواب بیدار شودم دیدم کانائو صبحانه درست کرده باورم نمیشد ازش تشکر کردم و بعد اماده شودیم و رفتیم دبیرستان بعد از امتحان کانائو انگار ناراحت بود
تانجیرو:کانائو چیزی شوده انگار ناراحتی
کانائو:نه...نه..نه بابا من ناراحت باشم
ادامه دارد
بچه ها لطفا بهم ایده بدین برای این رمان
تانجیرو:کانائو چیزی شوده انگار ناراحتی
کانائو:نه...نه..نه بابا من ناراحت باشم
ادامه دارد
بچه ها لطفا بهم ایده بدین برای این رمان
- ۵.۱k
- ۳۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط