{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

پارت 34

ویو ا/ت
که رفت بیرون و دوباره برگشت و اومد سمتم بغلم کرد و برد توی حموم خیلی مقاومت کردم و سعی کردم ولم کنه ولی بی فایده بود
بدنمو شست و اورد بیرون که خواست برام لباسامو بپوشه که گفتم

+ خودم میپوشم
- منم از تو نظر نخواستم
+ ولی خودم میتونم بپوشم لطفا بزار خودم بپوشم
- نمیخواد لازم نکرده خودم میپوشونم
+( یه اوففف از سر حرص بیرون دادم)

ویو ا/ت
لباسامو پوشوند و رفت لباسای خودشم پوشید و تبلتو برداشت تا یزره از کاراشو انجام بده ولی معلوم بود بخاطر حرفایی که بهش زده بودم یجورایی ناراحته یا عصبی
کلا احساس میکنم قبل از این قضیه امشب باهام قبلا مهربون تر و خوش اخلاق تر و با اعصاب تر بود
الان حس میکنم بیشتر عصبیه و اخلاقش گند تر شده هوففف


ویو کوک
بخاطر حرفایی که اون موقع بهم زد تو شوک بودم یزره ولی خب بلاخره که میفهمید من داداشمم ولی خب اصلا برام مهم نیست من اونو عاشق خودم میکنم و نمیزارم از کس دیگه ای خوشش بیاد حتی شده اونو به زور مال خودم میکنم که رفتم سمتش و گرفتمش و بغلش کردم و گذاشتم رو تخت

+لطفااا ولم کنن
_نوچچ ول نمیکنم
+ پس لطفاا حداقل یزره دستاتو شل کن خیلی محکم گرفتی
-دستامو شل میکنم ولی جرئت داری از بغلم برو بیرون اون وقت من میدونم و تو (جدی)
+ اومم اوکی
- افرین لیتل گرل
(سر ا/ت و پشت سر شونشو بوس کرد و کم کم خوابیدن)


ویو کوک
صبح شده بود و منم بیدار شده بودم ولی ا/ت هنوز خواب بود پس رفتم لباسامو پوشیدم و رفتم پایین به اجوما هم گفتم حواسش بهش باشه و مراقبش باشه و چندتا دارو گذاشتم روی میز و به اجوما گفتم

- اگه دردی چیزی داشت اینارو بهش بده بخوره
! چشم حتما ارباب
- هومم خوبه خدافظ
! خدافظ ارباب

ویو ا/ت
بیدار شدم یزره درد داشتم رفتم پایین که صبحونه بخورم

! دخترم بیدار شدی
+ اره اجومای قشنگم بیدار شدم(بغل کردن)
! راستی عزیزم درد داری
+ یزره (خجالت)
! اوکی نگران نباش اینجا دارو و اینا داریم بیا بریم بهت بدم
+ مرسی اجوماا
! خواهش میکنم عزیزم

ویو ا/ت
رفتم دارو هامو خوردم و صبحونمم خوردم میخواستم برم گوشیمو نگاه کنم که دیدم نیست و طبق حدسم احتمالا کوک برش داشته هوففف که یهو صدای در اومد
کوک بود احتمالا رفتم از پنجره دیدم بعلهه خودش بود ولی چرا انقدر زود تر بقیه سری ها اومد
که اومد تو ولی دست خالی نیومده بود با کلی پلاستیک و جعبه و یه دست گل بزرگ که گلای مورد علاقم بود از کجا میدونست اون گلا رو دوست دارم
اخخخ اصلا حواسم نبود که داداشمه🤦🏻‍♀️

-سلام خوشگلم (دادن گل بهش و بوسیدن و بغل کردنش)
+ سلام مرسیی راستی اینا چین؟
- اینا همشون کادو برای پرنسسممن
+ همشون برای منن؟
- اره بیب
+ مناسبت خاصی دارن
- نه همینجوری و یزره هم بخاطر دیشب که بهت سخت گرفتم
+ اهاا مرسیی
- دوست نداری ببینی چین
+ چراا الان میرم ببینم

ویو ا/ت
واقعاا از گلا خیلی خوشم اومد حالا اونارو ولش رفتم یه جعبه فیروزه ای بود که بازش کردم و دیدم یه ست کامل جواهرات برند تیفانیه واقعاا داشتم شاخ در می اوردم خیلیی خوشگل بود(شانسسسس🤦🏻‍♀️😭)
رفتم سراغ اون پلاستیک بزرگه که دیدم کلی خوراکی خوشمزه و بستنی توشهه و کلی هم سرش ذوق کردم
میدونی چیه شاید زندگی با کوک اونقدرا هم بد نباشه(از خدات باشه احمققق😭😒😒)
یه ۲تا جعبه هم اونور تر بود رفتم بازش کردم کلی توش شیرینی های مورد علاقم بود واییییی دلم میخواست همشو الان بخورم
اونور ترم یه ۵تا باکس بود که بازش کردم و دیدم توی اوناهم لباسای خیلی خوشگلهه واییییی باورم نمیشد عین خواب بود خیلی خوب بودننن


بچه ها راستی چندسالتونه؟🤩😍
شرایط برای پارت بعدی
۱۲ لایک❤️
راستی ویدیو تایپ کیاست؟🎀
دیدگاه ها (۲۱)

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

تکپارتی جونگ کوک

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

پارت ۴ (سرنوشت)

روانی من پارت 5ویو کوک صبح بانوی که از پنجره کوچیک داخل سلو...

همسر غیره منتظره

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

تهیونگ پرسید: بچه مگه شما کرم دارینکوک و ا/ت: هاالیسا: ببین ...

{ازدواج پر حاشیه من}☆پارت ۹☆{اسلاید ۲ لباس خونگی ا/ت}ویو ا/ت...

روز بعد ا/ت کج راه میرفت و نمیتونست راه برهجونگ کوک هم یه جا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط