★چند پارتی★

★چند پارتی★
#تابع_قوانین_جمهوری_اسلامی
اسم رمان؟: My sweetheart loves me
کاپل؟: زویآ _ برایان
pirt: ۷
همه دانش آموزان برا دوتا زوج دست زدن
جونگکوک گفت👇🏻
جونگکوک: میشه.. باهام باشیم.. کنار هم زندگی کنیم.. تا ابد عاشق هم بمونیم .
زویآ: اره
جونگکوک:(لبخند)
جیمین: اوووو میبینم که حسابی کیف کردی
زویآ:(خجالتی)
جونگکوک: اهم
جیمین: بچها شب یه مهمونی داریم بیاید
جونگکوک: زویآ میای؟
زویآ: اگه وقت داشتم میام
جونگکوک: باش
یونجو: بدبخت شدیم زویآ بدو بریم کلاس
زویآ: باشه بعدا میبینمت
زویآ لپ کوک رو بوسید و رفت
کوک از خجالتی قرمز شد

شب شد

شب شد تمام بچها رفتن مهمونی
زویآ داشت کاراشو انجام میداد
یونجو اومد👇🏻
یونجو: زویآ اماده ای؟
زویآ: بصبر الان اماده میشم
سنآ: وای قرار جیمینو ببینمممم خداا
زویآ: عاشقشی؟
سنآ: خیلییی اما میترسم
یونجو: عجب (یه پیام اومد)
هیونجین: جیگر کی میای؟
یونجو: یه ساعت دیگه میام
هیونجین: منتظرتم عشق ❤
یونجو: باشه ددی ✨✨
سنآ: یونجو داری به کی پیام میدی؟
زویآ: من میدونم کیه 😏
یونجو:(سکوت)
سنآ: خیله خب دیرمون شد بیاید بریم
زویآ: باشه

★پارت بعدی دیر میزارم خیلی حالم بده دیگه نمیکشم.. ازین زندگی خستم.. این سه ماه خیلی مصیبت سرم اومد.. میخوام اول رگمو بزنم.. بعد انقدر قرص بخورم.. که برم تو کما.. 😔💔🤌🏻🌚★
#جونگکوک #فیک_از_جونگکوک #فیک #داستان #بی_تی_اس
دیدگاه ها (۵)

پارت ۱۲نیلسو و جونگکوک از کلاس بیرون اومدن و وارد راهروی خلو...

پارت 4 رمان 💘عشق مدرسه ای 💘هیونجین با تعجب گفت: هیونجین: ات ...

❤️‍🔥 قرار نبود عاشقت بشم𝑷𝒂𝒓𝒕 4 | چرا باهاش اومدی؟!صبح روز بع...

پنهان عشق

پارت دوازدهم من رفتم کنار ات دراز کشیده و به صورت زیبا اون ن...

رفتار سرد

#برادر ناتنی من

پارت 6رمان ✨عشق مدرسه ای✨هیونجین: خب من دوستت دارم. خیلی وقت...

گل خونی پارت 45جونگکوک و تهیونگ رفتن پایین صبحانه خوردن بعد ...

Iove and the moonPart322هفته بعد کوک داخل  شرکت  برای یه سفر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط