واقعيت اين است که
واقعيت اين است که
من دختريم که نه يک کمد پُر از کفشهاي پاشنه دارِ ده سانتي دارم
نه پيراهنهاي شبِ آنچناني
نه لباسهاي مارکدار و گران
نه دکُلته هاي س...
نه کيفهاي لوييس ويلتون
راستش را اگر بخواهي...
من عاشقِ جين و تي شرت و تاپهايِ رنگيِ دخترانه ام
آل استاري بپوشم و هندزفري در گوش بگذارم و
پياده روي کنم غرق در افکارم
من پيراهنهاي دخترانه اي که شايد ديگر به تنِ کسي نبيني
با گلهايِ ريزِ ياس را خيلي دوست دارم...
شايد اسپُرت بودن سالهاست از مُد اُفتاده است
ولي من همان دخترِ آن دورانم
دروغ نگويم تا به حال
رنگِ پارتي هايِ پر سر و صداي شبانه را نديده ام
اما تا دلت بخواهد
شبها بيخوابي کشيده ام و آرام آرام با خدا حرف زده ام
بس که برايش حرف زده ام
گاهي خسته شده و زودتر از من خوابش بُرده
ولي من فردا شب باز برايش حرف زده ام و
او باز خوابش بُرده.....
من گاهي با صداي بلند هم ميخندم
گاهي هم بغضم که بگيرد چشمانم بلند بلند اشک ميريزند
من از اينکه صدايِ بلندِ خنده ام را کوچه ها بشنوند نميترسم
از اينکه موهايم را به باد بسپارم نمي هراسم
من گاهي حتي بي کلاس ترين دخترِ روي زمينم....
و شايد اصلا حواسم نبوده
شالِ سرم ساده ترين شالِ روز است
راستش را بخواهي
من همينم و ساده بودنم را به همين سادگي دوست دارم و
ساده خواهم ماند
بيخيالِ پاشنه هايِ کفشِ دخترانِ سرزمينم که روز به روز بلندتر ميشود و
کتاني پوشي مثلِ من هر روز کوتاهتر!
من سادگيم را به هيچ حس و مُدي نخواهم فروخت
من دختريم که نه يک کمد پُر از کفشهاي پاشنه دارِ ده سانتي دارم
نه پيراهنهاي شبِ آنچناني
نه لباسهاي مارکدار و گران
نه دکُلته هاي س...
نه کيفهاي لوييس ويلتون
راستش را اگر بخواهي...
من عاشقِ جين و تي شرت و تاپهايِ رنگيِ دخترانه ام
آل استاري بپوشم و هندزفري در گوش بگذارم و
پياده روي کنم غرق در افکارم
من پيراهنهاي دخترانه اي که شايد ديگر به تنِ کسي نبيني
با گلهايِ ريزِ ياس را خيلي دوست دارم...
شايد اسپُرت بودن سالهاست از مُد اُفتاده است
ولي من همان دخترِ آن دورانم
دروغ نگويم تا به حال
رنگِ پارتي هايِ پر سر و صداي شبانه را نديده ام
اما تا دلت بخواهد
شبها بيخوابي کشيده ام و آرام آرام با خدا حرف زده ام
بس که برايش حرف زده ام
گاهي خسته شده و زودتر از من خوابش بُرده
ولي من فردا شب باز برايش حرف زده ام و
او باز خوابش بُرده.....
من گاهي با صداي بلند هم ميخندم
گاهي هم بغضم که بگيرد چشمانم بلند بلند اشک ميريزند
من از اينکه صدايِ بلندِ خنده ام را کوچه ها بشنوند نميترسم
از اينکه موهايم را به باد بسپارم نمي هراسم
من گاهي حتي بي کلاس ترين دخترِ روي زمينم....
و شايد اصلا حواسم نبوده
شالِ سرم ساده ترين شالِ روز است
راستش را بخواهي
من همينم و ساده بودنم را به همين سادگي دوست دارم و
ساده خواهم ماند
بيخيالِ پاشنه هايِ کفشِ دخترانِ سرزمينم که روز به روز بلندتر ميشود و
کتاني پوشي مثلِ من هر روز کوتاهتر!
من سادگيم را به هيچ حس و مُدي نخواهم فروخت
- ۱.۱k
- ۱۷ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط