تورو دید دوستت تنهاتون گذاشت تو اصبانی شدی و بهش فوش دادی

تورو دید دوستت تنهاتون گذاشت تو اصبانی شدی و بهش فوش دادی کراشت انگشتشو گذاشت رولبت و موهاتو ناز کرد.تو خجالت کشیدیو سری فرار کردی .خلاصه تو تاشب بیرون نیومدی تا اینکه زنگ شام و زدن و همه رفتن و تو آخرین نفر از اتاق خارج شدی . و دقیقا وقتی از اتاق درومدی سرت تو گوشیت بود و باکراشت برخورد کردی سری یه ببخشید گفتی سری خواستی فرار کنی تا اینکه دستتو گرفت کشیدت سمت خودش و بغلت کردو رفت. وقتی رفت سری جیغ زدی و بالا پایین پریدی . و رفتی تا با آسانسور بری تا اینکه اونو دیدی که منتظر آسانسور بود تا بیاد بالا و چشم تو چشم شدین و اون بهت نیش خند زدو دقیقا همون موقع آسانسور رسید و رفتین تو آسانسور.........

بقیش پارت بعد
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳نور ملایم ماه از پنجره‌ی قدی و بزرگ اتاق روی فرش‌های گ...

سناریو ریندو

قسمت ۷

𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐞𝐚𝐭 | صندلی آخر𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑چند روز دیگه هم گذشت صندلی آ...

🥀 سناریو: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید»شوگا × تو | خیانت، ...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁰ویو میکا_____صدای شلیک...

#تکپارتیموضوع:(وقتی که من رفتم بار اون نمیدونه ساعت ۴ برمی‌گ...

قسمت ۷بعد از رفتن جیمین، هوا توی هال حسابی سنگین شده بود. جو...

پارت ۱۶

#دوپارتیموضوع:(وقتی اون یه خوناشامه)بنگچان/ا.تشب بارونی بود....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط