{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ 😓 خداحافظ مُحَرَّم ...نمی دانم سال دیگر دوباره تو را

‍ 😓 خداحافظ مُحَرَّم ...نمی دانم سال دیگر دوباره تو را خواهم دید یا نه؟!... اما اگر وزیدی و از سَرِ کوی من گذشتی، سلامَم را به اربابم برسان...

بگو همیشه برایَت مشکی به تَن می کرد و دوست داشت نامَش با نام تو عجین شود!... 😢

بگو گرچه جوانی می کرد، اما به سَرِ سوزنی ارادتش هم که شده، تو را از تَهِ دل دوست داشت...
با چای روضه تو و نذری ات، صفا می کرد و سَرَش درد می کرد برای نوکری...💔

مُحَرَّم جان؛ تو را به خدا می سپارم... و دلم شور می زند برای
"صَفر"ی که دارد از "سَفَر" می رسد...😞

خداحافظ ای گریه های محرم!😥
خداحافظ ای مجلسای پرازغم!
خداحافظ ای شوروحال وبکا!💔
خداحافظ ای پرچمای سیاه!😔

مُحَرَّم جان؛ خدانگهدارت ...! 😞

خداحافظ
#محــرم ماہ اربابـــــ

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِاللهِ الْحُسَیْن(ع)✋
دیدگاه ها (۹)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_54+بیخیال پسر!هر دوتامون می‌...

P²

part 40****چو: «اشکالی نداره لارا.»یون‌کیونگ: «خب دیگه دخترا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

𓆩𐙚..چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

Part10:(فردا،ساعت ۳ بعد از ظهر)جونگ کوک تلفنش رو برداشت و شر...

سناریو:مرگ پنهان/پارت آخر**نویسنده**سه ماه از مرگ ایزوکو می‌...

ᴅᴇᴄᴇɪᴛفـریـبــᵖᵃʳᵗ-⁹⁴با شنیدن صدای جونگکوک انگار برق گرفته ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط