بانو حمیرا و شوهرش زنده یاد استاد پرویز یاحقی در دهه پنجاه

متن ترانه می عاشقانه

به کنار لاله و گل
ز غمت چنان خموشم
که نسیم نو بهاری
مگر آورد به هوشم

گل و لاله بود و عشقی
به دلم جوانه می زد
به ترنم نسیمی
دل من ترانه می زد

نگهم ز جام چشمت
می عاشقانه می زد

تو بیا که عشق و
شادی من تو بودی
تو ز دل قرار و
صبر مرا ربودی

چو ز دل بهانه ی تو را گرفتم
ز صبا نشانه ی تو را گرفتم
به کنار لاله ها و یاسمن ها
ره آشیانه ی تو را گرفتم

آشیان عشق خود را
بی رخت پرپر ببینم
بی تو مرغ آرزو را
خسته و پر بسته دیدم
دیدگاه ها (۷)

عاشقانه های شبنم

( فکر کن چقدر بی شرف هستی اومدی پست راجب جوون های ایران رو‌گ...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

پارت: 32 (بخش3) *زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد، در حالی که یه...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p79«احتمالاً... هر روز از کسی که منو آور...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

زیبای کوچک فریبکار

« لایک نکنید شب میام تو خوابتون🙄🌗»وقتی طراح لباسشی و اون عاش...

**پارت ۲۹**تا گوشی رو سمتِ دهنش برد تا به کانگ دستور بده، با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط