{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

I'm not jealous

I'm not jealous
part 14
یهویی چند قدم به سمتم اومد
به خاطر اختلاف قدیمون مجبور شدم سرمو بالا بگیرم
فکر کنم بیشتر از بیست سانت لبامون باهم فاصله نداشت
دستش به آرومی به سمت موهام رفت
صورتشو آورد جلو که
با صدای اهم یکی برگشتم
هه رین با تعجب داشت نگاهم میکرد
این هم همیشه بد موقع مزاحم میشه
نداشت حداقل یه کیسی از کراشم بگیرم
با خشم نگاهش کردم که لبخند خجلی زد و گفت

^ببخشید بد موقع مزاحم شدم

با گفتن این حرف هه رین جمع رو ترک کرد
اصلا فرصت حرف زدن نداد
رسما فرار کرد
البته با اون نگاه های من طبیعیه
برگشتم به سمت جونگکوک که دیدم دستش از موهام جدا شد و چیزی از روشون برداشت
متعجب بهش خیره شدم که با لحن بر غرور و تکبر همیشگیش گفت

_میخواستم این رو از موهات جدا کنم

و بعد به دستش اشاره کرد
بار دیگر ضایع شدم
منو بگو
فکر کردم میخواد حداقل حداقلش یه کیش فرانسوی بده

_به اون دوستت هم بگو.. نمی‌خوام شایعه ای درست شه‌..هر کاری هم می‌کنی نمی‌خوام آبروی من رو خدشه دار کنی

بعد از شنیدن حرفش چنان عصبانی شدم که اگه خودمو کنترل نمی‌کردم میرفتم میزدمش صدای خر بده
با لحن عصبانی ای لب زدم


+از خدات هم باشه شایعه ی بوسیدن من برات درست شه نینی کوشولو

بعد از گفتن این حرف سریع شروع به قدم گذاشتن کردم و ازش دور شدم
بیشعور کصافت جذاب مغرور
چرا بعضی وقتا باهاش احساس نزدیکی میکنم بعضی وقت ها هم احساس میکنم اصلا نمی‌شناسمش
دیدگاه ها (۱۱)

رز آبی پارت ۳

پارت ۴۲صبح روز بعد، وقتی از خواب بیدار شدم، هنوز اتفاقات دیش...

𝖕𝖆𝖗𝖙۴یک هفته گذشت.لیسا زندگی معمولی‌اش را داشت. صبح‌ها زود ب...

آخرین بحث پارت ۱۳

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم 1۴

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝒂 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط