پارت27
ویو ا/ت
خب خب اماده شدم میکاپ ارتیست ایناهم اومدن مو و اینامو درست کردن و بعدشم رفتن از حق نگذریم واقعا خوشگل شده بودم اوففف چه دافییی واقعااا شدمم
حوصلم سر رفته بود پس تصمیم گرفتم بشینم رو تخت و به زندگی گوهم فکر کنم که یهو کوک اومد
-پس اماد…(درحال نگاه کردن به ا/ت) ه شدییی(با یه لحن و حالت خاص)
+اومم اره اماده شدم
- خیلی هم عالی و اینکه خیلی خوشگل و جذاب شدی میدونستی دارلینگ؟
+ اومم (چشم قره)
- یه چند دقیقه صبر کن منم لباسامو بپوشم بعدش بریم
+ اوکی
-راستی میدونستم حوصلت سر میره و اینا پس گوشیتو اوردم
+ واقعاااا(خر ذوق)
- اره بیب
+ مرسییییی
- یه سوپرایز دیگه هم دارم
+ چی
- یه گوشی جدید هم واست خریدم
+ ممنون ولی گوشی خودم کافی بود
- میدونم ولی گفتم شاید خوشحال تر شی
ویوا/ت
گوشیم و گوشی جدیده رو ازش گرفتم واقعا خیلی خوشحال بودم و گوشی جدیدم اخرین مدل و جز گرون ترین گوشی ها بود
کوک تازه رفت حموم هوففف فقط امیدوارم زود برگرده حالا اونو ولش رفتم نشستم رو تخت و شروع کردم با گوشیم کار کردن
تا اینکه دیدم کوک اماده شده از حق نگذریم واقعا جذاب شده بود یه کت و شلوار پوشیده بود و واقعانم خیلی بهش میومد اگه داداشم نبود شاید اونو تبدیل به شوهرم میکردم
که گفت
-نمیای بریم لیتل گرل؟ (دراز کردن دستش به سمت ا/ت)
+ اومم چرا بریم
(دست همو گرفتن و رفتن پایین )
ویو ا/ت
پایین واقعا شلوغ بود و از اونجایی هم که معلوم بود تقریبا بیشترشون مافیا و اینا بودن واییی واقعا ترسناکهه
چطور بود تا اینجا؟
بچه احساس میکنم داره خیلی چرت میشه لطفا نظراتتونو بگید و اگه ایرادی چیزی داره خوشحال میشم بگید چون اولین بارمه😊
خب خب اماده شدم میکاپ ارتیست ایناهم اومدن مو و اینامو درست کردن و بعدشم رفتن از حق نگذریم واقعا خوشگل شده بودم اوففف چه دافییی واقعااا شدمم
حوصلم سر رفته بود پس تصمیم گرفتم بشینم رو تخت و به زندگی گوهم فکر کنم که یهو کوک اومد
-پس اماد…(درحال نگاه کردن به ا/ت) ه شدییی(با یه لحن و حالت خاص)
+اومم اره اماده شدم
- خیلی هم عالی و اینکه خیلی خوشگل و جذاب شدی میدونستی دارلینگ؟
+ اومم (چشم قره)
- یه چند دقیقه صبر کن منم لباسامو بپوشم بعدش بریم
+ اوکی
-راستی میدونستم حوصلت سر میره و اینا پس گوشیتو اوردم
+ واقعاااا(خر ذوق)
- اره بیب
+ مرسییییی
- یه سوپرایز دیگه هم دارم
+ چی
- یه گوشی جدید هم واست خریدم
+ ممنون ولی گوشی خودم کافی بود
- میدونم ولی گفتم شاید خوشحال تر شی
ویوا/ت
گوشیم و گوشی جدیده رو ازش گرفتم واقعا خیلی خوشحال بودم و گوشی جدیدم اخرین مدل و جز گرون ترین گوشی ها بود
کوک تازه رفت حموم هوففف فقط امیدوارم زود برگرده حالا اونو ولش رفتم نشستم رو تخت و شروع کردم با گوشیم کار کردن
تا اینکه دیدم کوک اماده شده از حق نگذریم واقعا جذاب شده بود یه کت و شلوار پوشیده بود و واقعانم خیلی بهش میومد اگه داداشم نبود شاید اونو تبدیل به شوهرم میکردم
که گفت
-نمیای بریم لیتل گرل؟ (دراز کردن دستش به سمت ا/ت)
+ اومم چرا بریم
(دست همو گرفتن و رفتن پایین )
ویو ا/ت
پایین واقعا شلوغ بود و از اونجایی هم که معلوم بود تقریبا بیشترشون مافیا و اینا بودن واییی واقعا ترسناکهه
چطور بود تا اینجا؟
بچه احساس میکنم داره خیلی چرت میشه لطفا نظراتتونو بگید و اگه ایرادی چیزی داره خوشحال میشم بگید چون اولین بارمه😊
- ۹.۵k
- ۱۴ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط